در طول تاریخ، تصور انسان از شکل زمین تحول زیادی یافته است. در دوران باستان، بسیاری از مردم بر این باور بودند که زمین تخت است؛ اما با پیشرفت علم، شواهد تجربی و نظری متعددی نشان دادند که زمین کروی است. امروزه، کروی بودن زمین یکی از مستندترین واقعیتهای علمی محسوب میشود.

دلایل تخت نبودن زمین:
- شواهد نجومی
یکی از سادهترین شواهد کرویت زمین، مشاهدهی کشتیهاست. هنگامی که کشتیها از دید دور میشوند، ابتدا بدنهی آنها و سپس دکلهایشان ناپدید میشود. اگر زمین تخت بود، کل کشتی به یکباره کوچک و ناپدید میشد.
علاوه بر آن، هنگام وقوع خسوف ماه، سایهی زمین روی سطح ماه همواره دایرهای است. تنها جسم کروی میتواند همیشه سایهای دایرهای ایجاد کند، فارغ از زاویه تابش نور. - شواهد فیزیکی و فضایی
عکسهای ماهوارهای و تصاویر گرفتهشده از ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) به وضوح نشان میدهند که زمین شکل کروی دارد. همچنین نیروی گرانش زمین به سمت مرکز جرم آن عمل میکند و این نیرو باعث میشود که مواد سطح زمین به سمت مرکز کشیده شوند و زمین شکل تقریبا کروی پیدا کند.
اندازهگیریهای دقیق با فناوریهای ماهوارهای و GPS نشان میدهد که زمین به صورت «ژئویید» است؛ یعنی کمی از حالت کره کامل فاصله دارد اما اصولاً کروی است.
همچنین با بررسی سایهی دو جسم در فاصله ی زیاد از هم درمییابیم که اندازهی سایهی آنها متفاوت است که نشان از کروی بودن زمین دارد. - شواهد جغرافیایی و سفرهای طولانی
مسیرهای دریایی و هوایی طولانی، بازگشت به نقطهی شروع را نشان میدهند. اگر زمین تخت بود، چنین بازگشتی بدون تغییر مسیرهای پیچیده ممکن نبود. همچنین خطوط زمانی و تغییر زاویه دید ستارگان با حرکت شمال-جنوب نشان میدهد که سطح زمین خمیده است.
زمین تخت گرایان برای تعدادی از این ابهامات دلایلی آورده اند که در ادامه آنها را بررسی می کنیم:
برای رد عکس های ماهواره ای می گویند تقلبی و ساختگی اند و برای رد جاذبه می گویند زمین با شتاب ده متر بر مجذور ثانیه به سمت بالا حرکت می کند اما برای سایر ابهامات توضیحی ندارند.
البته برخی زمین تخت گرایان باهوش تر نظیر اورلاندو فرگوسن(Orlando Ferguson,1846-1911) عنوان کرده اند که زمین کاملا تخت نیست، بلکه انحنای کمی دارد که با این توصیف می توانند بخشی از اتهامات وارده را توجیه کنند.
مثلا تفاوت وضعیت قرار گیری ستارگان در موقعیت های مختلف زمین را توجیه میکنند.
در مدل فرگوسن:
- زمین ترکیبی از صفحهای تخت با لبههای بالا آمده (گود و محدب) است.
- خورشید و ماه در بالای زمین در مدارهای دایرهای کوچکتر حرکت میکردند.
- او زمین را به نوعی «گودال تخت با انحنا» میدانست (چیزی بین بشقاب و گنبد).
برای پاسخ به آنان و رد نیم کره بودن زمین می توان به چگونگی وقوع خسوف و کسوف، یا قرار گیری سایهی دایره شکل زمین روی ماه در زمان خسوف اشاره کرد. بنابراین مدل فرگوسن نیز منتفی است.

نتیجهگیری:
با توجه به شواهد متعدد از نجوم، فیزیک و جغرافیا، نظریه زمین تخت رد شده است. زمین نه تنها به شکل کروی است، بلکه با قوانین گرانش و دینامیک سیالات سازگار است. این شواهد نشان میدهند که تصور زمین تخت تنها یک باور نادرست تاریخی بوده و با علم مدرن سازگار نیست.

