هر سال زمین، بیآنکه ساکنانش متوجه باشند، وارد میدانهایی از ذراتی میشود که میلیونها کیلومتر در فضا پراکندهاند. این ذرات، بقایای خاموش و سردِ اجرامی باستانیاند که از نخستین روزهای شکلگیری منظومهی شمسی به جا ماندهاند. اما همین ذرات میکروسکوپی، هنگامی که با سرعتی چندین برابر سرعت گلوله به جو زمین برخورد میکنند، به انفجارهایی نورانی در آسمان شب تبدیل میشوند؛ پدیدهای که ما آن را «بارش شهابی» مینامیم.
بارشهای شهابی صرفاً نمایشهای زیباشناختی آسمان نیستند، بلکه رویدادهایی قابل پیشبینی، قابل اندازهگیری و عمیقاً مرتبط با پویایی مداری اجرام کوچک منظومهی شمسیاند. مطالعهی آنها امکان بررسی ترکیب مواد اولیهی کیهانی، رفتار جریانهای ذرهای در فضا و حتی تاریخچهی دنبالهدارها را فراهم میکند. در واقع، هر شهاب، دادهای علمی است که در کسری از ثانیه ثبت میشود.
شهاب ها روزانه صدها تن به جرم زمین میافزایند!!
همهی ما نور هاى گذرا و سريعى را در آسمان شب ديده ايم كه به سرعت محو مى شوند. اين نور هاى گذرا همان شهاب ها هستند. در تعريف دقيق تر ، پديدهی نورى ای كه از ورود شهابواره ها به جو زمين حاصل مى شود را شهاب (Meteor) می نامند. تعداد شهاب ها بسيار زياد است به طوری که در يک شب صاف در هر نقطه اى از زمين بيش از 5 شهاب در ساعت مى توان ديد كه تعداد كل آن ها در يک شب درسراسر زمين ، بالغ بر ٢٠ ميليون برآورد مى شود. تعداد شهاب هاى كم نورتر كه تنها با كمک تلسكوپ ديده مى شوند، بين 5 تا ١٠ ميليارد تخمين زده مى شود.
نکته بسیار جالبی که در مورد شهاب ها وجود دارد این است که غبارى كه از خاكستر شدن شهاب ها به جا مى ماند به آرامى بر زمين مى نشيند و روزانه صدها تن به جرم زمين مى افزايد.
منشاء شهاب واره ها و در نتيجه شهاب هايى كه در آسمان ظاهر مى شوند دنباله دارها و سيارک ها هستند. اين اجرام به دور خورشيد گردش مى كنند و ممكن است از نزديكى مدار زمين عبور كنند و مقدار زيادى مواد ميان سياره اى از خود به جا بگذارند. وقتى شهاب واره ها با جو زمين برخورد مى كنند، در اثر اصطكاک شديد مى سوزند و نهايتاً به صورت شهاب ديده مى شوند. ابعاد اكثر آن ها حتی به سانتى متر هم نمی رسد. در صورتی كه شهاب واره ها داراى ابعاد بزرگترى باشند، پس از برخورد با جو زمين، به طور كامل نمى سوزند و مقدارى از آن ها به زمين مى رسد كه به آن «شهاب سنگ» مى گوييم.
نور و رنگ شهاب ، ناشى از برخورد شهاب با مولكول هاى هوا مى باشد. هنگامى كه يک شهاب واره به لايه هاى بيرونى جو یا ترموسفر كه در ارتفاع ١٢٠ كيلومتر از سطح زمين قرار دارد، مى رسد ، به صورت شهاب در آسمان ظاهر مى شود. سرعت شهاب هايى كه با جو زمين برخورد مى كنند ، چند ده كيلومتر بر ثانيه است. حتى كندترين شهاب هاى ورودى به جو زمين نیز داراى سرعتى بيش از 5 برابر سرعت گلوله هاى تفنگ مى باشند!!!
عبور شهاب ها ، پديده اى سريع و غير قابل پيش بينى است. برخى از آن ها ردّى كوتاه در آسمان ايجاد مى كنند و درخشندگى كمى دارند. اما بعضى ديگر از شهاب ها ، ردّى طولانى داشته و چندين ثانيه دوام مى آورند.

زمان ایده آل رصد شهاب ها در آسمان ، از نیمه شب تا طلوع آفتاب است!
در شبى صاف و تاريک ، يک منجم آماتور ، ممكن است در هر ساعت چند شهاب ببيند. به اين شهاب ها كه در جاهاى مختلف آسمان مشاهده مى شوند، «شهاب هاى پراكنده» گفته مى شود. تعداد شهاب هاى پراكنده در طول يک شب و در طول سال ثابت نيست. فراوانى شهاب ها در ساعات بعد از نيمهی شب، از همه وقت بيشتر است. به طور متوسط تعداد شهاب هاى قابل مشاهده در ساعات بين نيمهی شب تا طلوع خورشيد، دو برابر تعداد آن ها در فاصله زمانى مشابه پيش از نيمهی شب است. زيرا بعد از نيمهی شب ، ناظر بر سمت پيشين زمين در حركت مدارى است و در نتيجه ، هم شهاب هايى را مى بيند كه زمين از
آن ها سبقت مى گيرد و هم آن هايى كه از مقابل با زمين برخورد مى كنند. براى روشن شدن موضوع، تصور كنيد در يک هواى بارانى شما در يک وسيلهی نقليه در حال حركت نشسته ايد و از پنجرهی عقب به بيرون مى نگريد. در اين حالت قطرات بارانِ كمى به پنجرهی عقب اتومبيل برخورد مى كند ، اما با رسيدن به ساعات شامگاهى، وضعيت بهتر مى شود. در ساعت ٩ شب، زمين 45 درجه به سمت شرق چرخيده است و هنوز وضعيت به طور كامل بهبود نيافته !
پس از نيمه شب، تعداد شهاب هاى پراكنده افزايش مى يابد. در ساعات اوليه صبحگاه (٣ صبح) رصدگر ، قسمتى از آسمان را مى بيند در حالى كه زمين در حال نزديک شدن به آن قسمت مى باشد! بيشترين تعداد شهاب ها در حدود 6 صبح مشاهده مى شوند. اين موقعيت شبيه به زمانى است كه در يک روز بارانى شما از شيشه جلوى اتومبيل بيرون را تماشا مى كنيد. متأسفانه در اين زمان ، طلوع آفتاب مانع رصد شهاب ها مى شود. بنابراين بهترين زمان براى رصد شهاب هاى پراكنده ، ا يا ٢ ساعت پيش از آغاز فرایند طلوع آفتاب است!
مطالعات نشان مى دهد، تعداد شهاب هاى پراكنده در طول سال تغيير مى كند. تغييرات به مكانى كه رصد در آن انجام مى گيرد بستگى دارد. مثلاً در نيم كرهی شمالى در فصل بهار، كمترين شهاب در طول يک ساعت مشاهده مى شود.در تابستان تعداد شهاب هاى پراكنده افزايش مى يابد و در پاييز بيشترين فعاليت آن ها مشاهده خواهد شد. در فصل زمستان هم مى توان ميزان خوبى از شهاب هاى پراكنده را مشاهده كرد اما به تدريج فعاليت اين شهاب ها كاهش مى يابد.
رنگ شهاب ها :
هنگام ورود یک شهابواره (Meteoroid) به جو زمین با سرعتی در محدوده ۱۱ تا ۷۲ کیلومتر بر ثانیه، به خاطر انرژی جنبشی بسیار بالایش در هنگام برخورد با مولکولهای هوا ، موجب افزایش ناگهانی دما تا چند هزار کلوین میگردد. در این دماهای بالا، اتمها و مولکولهای تشکیلدهندهی ذرهی شهابی و همچنین مولکولهای گازهای موجود در جو زمین (عمدتاً نیتروژن و اکسیژن) برانگیخته شده و به سطوح انرژی بالاتر میروند.
پس از آن، اتمها و یونهای برانگیخته با بازگشت به حالت پایه ، فوتونهای نور را در طول موجهای مشخصی گسیل میکنند. این پدیدهی طیفسنجی، اساس رنگ مشاهدهشدهی شهاب است. طول موج فوتونهای گسیلشده مستقیماً به نوع عنصر شیمیایی و ساختار الکترونی آن بستگی دارد.

عوامل تعیینکنندهی رنگ شهاب:
- ترکیب شیمیایی ذرهی شهابی: عناصر مختلف، طیفهای گسیل منحصر به فردی دارند. به عنوان مثال:
- سدیم (Na): خطوط گسیل قوی در طول موج ۵۸۹ نانومتر (زرد و نارنجی).
- منیزیم (Mg): خطوط گسیل در ناحیه سبز-آبی (مانند ۵۱۷.۵ نانومتر) و ناحیه ماوراء بنفش.
- آهن (Fe): خطوط متعدد در ناحیه زرد و سبز.
- کلسیم (Ca): خطوط در ناحیه بنفش و آبی.
- سیلیکاتها (SiO₂): اغلب منجر به درخششی سفید یا زرد-سفید میشوند.
- برهمکنش با گازهای جوی: مولکولهای نیتروژن (N₂) و اکسیژن (O₂) موجود در جو زمین نیز تحت تأثیر دما و یونیزاسیون بالا قرار گرفته و نور گسیل میکنند.
- اکسیژن (O): گسیل نور در طول موجهای ۵۵۷.۷ نانومتر (سبز) و ۶۳۰ نانومتر (قرمز).
- نیتروژن (N₂): خطوط گسیل در ناحیه قرمز-نارنجی و آبی.
- سرعت ورود و انرژی جنبشی: سرعت بالاتر ورود به جو، دمای بالاتر و در نتیجه یونیزاسیون شدیدتر را به همراه دارد. این امر میتواند منجر به گسیل نور در طول موجهای کوتاهتر (آبی و بنفش) و افزایش شدت کلی درخشندگی شهاب شود.

اهمیت علمی:
مطالعهی دقیق رنگ و طیف شهابها، حتی با استفاده از روشهای سادهی عکاسی و تجزیه و تحلیل طیفی، میتواند اطلاعات ارزشمندی در مورد ترکیب ذرات شهابی که از بقایای دنبالهدارها یا سیارکها ناشی میشوند، ارائه دهد. این دادهها به مدلسازی فرآیندهای شکلگیری منظومهی شمسی و همچنین مطالعهی ترکیب شیمیایی اجرام کوچک در منظومهی شمسی کمک شایانی میکند. علاوه بر این، تحلیل رنگ شهابها میتواند در تعیین سرعت و مسیر ورود آنها و در نتیجه طبقهبندی بهتر بارشهای شهابی نیز مؤثر باشد.

بارش های شهابی پدیدههایی که سالانه به طور منظم رخ می دهند:
در برخى از شبها تعداد شهاب ها به طور چشمگیرى افزايش مى يابد و ممكن است به ده ها شهاب در ساعت برسد. در اين صورت به اين پديده «بارش شهابى» (Meteor shower) مى گوييم. بارش هاى شهابى هنگامى رخ مى دهند كه زمين در مدار خود با توده اى از شهاب واره ها برخورد كند.
منشاء بسيارى از آن ها، دنباله دار ها هستند. اين صخره هاى يخى با حركت در مدار خود ذرات ريزى به جا مى گذارند. با نزديک شدن دنباله دار به خورشيد ، تعداد ذرات به جا مانده افزايش مى يابد. بنابراين مدار دنباله دار مملو از ذراتى مى شود كه با همان سرعت دنباله دار و تقريباً در همان مدار به دور خورشيد مى گردند. به دليل حركت متناوب زمين به دور خورشيد، سياره ما در زمان مشخصی از سال به نزدیکی مدار دنباله دار می رسد و با برخورد به این ذرات ، بارش شهابی رخ می دهد. البته بارش های شهابی ای نیز شناخته شده اند که منشا آن ها سیارک ها هستند. معروف ترین نمونهی آن ، بارش شهابی جوزایی است که منشا آن ، سیارک فاتون است.

شهابواره ها تقریبا در مسیر هایی موازی یکدیگر و با سرعت یکسانی وارد جو می شوند. عمل سوختن و یونیزه شدن آن ها بیشتر در ارتفاع 80 تا 120 کیومتری بالای سطح زمین رخ می دهد. اين فاصله براى ناظرى كه روى سطح زمين ايستاده، فاصله بسيار دورى است. بنابراين به دليل اثر پرسپكتيو چنين به نظر مى رسد كه شهاب ها از يک نقطه آسمان خارج مى شوند. به اين نقطه مجازى كانون بارش گفته مى شود.
البته به دليل سرعت اوليه ذرات به جا مانده از دنباله دار و اختلاف ناچيز سرعت ذرات با يكديگر، كانون دقيقاً يک نقطه نيست، بلكه محدوده كوچكى در آسمان است. بارش هاى شهابى با اسم صورت فلكى اى نامگذارى مى شوند كه كانون بارش در زمان اوج فعاليت در آن قرار دارد. براى مثال بارش شهابى برساووشى ، كانون آن در صورت فلكى برساووش است.
اگر كانون دو يا چند بارش در يک صورت فلكى باشد، از نام ستارهی درخشان نزديک كانون هم استفاده میشود مانند بارش اتا-دلوی یا دلتا-دلوی . گاهی اوقات هم برای مشخص کردن چندین بارش در یک صورت فلکی از نام ماه اوج بارش کمک گرفته می شود.

آشنایی با اصطلاح نرخ ساعتی سرسویی (ZHR) :
مهم ترين مشخصهی هر بارش ، تعداد شهاب هاى آن است. بارش هاى شهابى هر سال در زمان مشخصى روى مى دهند. در دوره اى چند روزه، هنگامى كه زمين از مدار دنباله دار مى گذرد ، تعداد شهاب ها به ميزان قابل توجهى افزايش و سپس كاهش مى يابند. بيشترين تعداد شهاب هاى هر بارش را با كميتى به نام نرخ ساعتی سرسویی یا سمت الرأسى (ZHR – Zenithal Hourly Rate) بيان می كنند.
ZHR تعداد شهاب هاى قابل مشاهده براى يک نفر در مدت يک ساعت و در شرايط مناسب است. يعنى در شرايطى كه كانون بارش در سمت الرأس (بالاترين نقطه كره سماوى) قرار داشته باشد و آسمان كاملاً صاف وتاريک باشد. منظور از آسمان تاريک ، آسمانى با حد قدر 4.5 است. در واقع ZHR ، نرخ ساعتى شهاب ها است كه در يک شرايط آرمانى حساب شده است.
اصولاً تعداد شهاب هاى مشاهده شده توسط رصدگر به آن نخواهد رسيد.
معرفی چند بارش شهابی سالیانه:
تاکنون ده ها بارش شهابی تشخیص و فهرست شده اند. هریک از آنها ویژگیهای خاص خود را دارند. در جدول زیر ، مهمترین بارش های شهابی سالیانه ارائه شده است. در ادامه نیز به شرح برخی از مشهورترینِ این بارش های شهابی ، خواهیم پرداخت.
| نام بارش | دورهی فعالیت | زمان ماکزیموم فعالیت | ZHR |
| سنبلهای | 5 بهمن – 26 فروردین | 4 فروردین | 5 |
| شلیاقی | 27 فروردین – 5 اردیبهشت | 2 اردیبهشت | 15 |
| اتا – دلوی | 30 فروردین – 7 خرداد | 16 اردیبهشت | 60 |
| قوسی | 26 فروردین – 24 تیر | 30 اردیبهشت | 5 |
| حوت جنوبی | 24 تیر – 19 مرداد | 6 مرداد | 5 |
| دلتا – دلوی جنوبی | 21 تیر – 28 مرداد | 6 مرداد | 20 |
| دلتا – دلوی شمالی | 24 تیر – 3 شهریور | 21 مرداد | 5 |
| برساووشی | 27 تیر – 3 شهریور | 22 مرداد | 100 !! |
| کاپا – دجاجهای | 4 مرداد – 10 شهریور | 27 مرداد | 6 |
| آلفا – ارابهرانی | 3 شهریور – 15 شهریور | 10 شهریور | 10 |
| تنّینی یا اژدهایی | 14 مهر – 18 مهر | 17 مهر | متغیر |
| جبّاری | 10 مهر – 16 آبان | 30 مهر | 20 |
| ثوری جنوبی | 9 مهر – 4 آذر | 14 آبان | 14 |
| ثوری شمالی | 9 مهر – 4 آذر | 21 آبان | 7 |
| اسدی | 23 آبان – 30 آبان | 28 آبان | متغیر ( 100 – 150 ) !! |
| جوزایی | 16 آذر – 26 آذر | 23 آذر | 120 !! |
| دبی | 26 آذر – 5 دی | 1 دی | 10 |
| ربعی | 11 دی – 15 دی | 14 دی | 120 !! |
بارش شهابی شلیاقی: (Lyrid)
بارش شهابى شلياقى (Lyrid meteor shower) يكى از قديمى ترين بارش هاى شهابى رصد شده است. چينى ها در ٢٠٠٠ سال پيش آن را ثبت كرده اند. منشاء اين بارش، دنباله دار تاچر (Thatcher,C/1861G1) است. اين دنباله دار در سال 1861 كشف شد. دوره تناوب اين دنباله دار 415 سال محاسبه شده است. ساكنين نيم كره شمالى مى توانند اين بارش را در بيشتر طول شب مشاهده كنند. البته شدت شهاب هاى آن زياد نيست و در بهترين شرايط و در یک آسمان كاملاً تاريک به حدود ١٥ شهاب در ساعت مى رسد. معمولاً اوج بارش شلياقى در ٢ ارديبهشت است.
بارش شهابى اتا – دلوى: (Eta Aquariids)
بارش اتا-دلوى از بقاياى ذرات به جا مانده از دنباله دار هالى است. به علت ارتفاع كمِ كانون بارش، رصد آن از نيم كره شمالى به خوبى ميسر نيست. رصدگران مى توانند در سپيده دم ، كانون بارش را در افق جنوب شرقى خود مشاهده كنند. اوج آن در شامگاه 16 ارديبهشت اتفاق مى افتد.

بارش شهابى برساووشى: (Perseids)
بارش برساووشى (Perseid meteor shower) ، يكى از معروف ترين بارش هاى شهابى ساليانه است كه در ٢١ -٢٢ مرداد به اوج فعاليت خود مى رسد. شايد به جرات بتوان گفت كه بارش شهابى برساووشى، يكى از شورانگيزترين و مهم ترین برنامه هاى رصدى ساليانه است كه در شب هاى گرم تابستان ، منجمان آماتور را گرد هم مىآورد. نخستين گزارش هاى رصد اين بارش به بيش از ٢٠٠٠ سال پيش بر مى گردد که در شرق دور یعنی چين، ژاپن و … ثبت شده است.
دنباله دار منشاء بارش برساووشى، دنباله دار سويفت – تاتل است كه در سال 1862 میلادی ، توسط لوييس سويفت از نيويورک و هورس تاتل از رصدخانه هاروارد كشف شد. چند سال پس از كشف اين دنباله دار بود كه «شياپارلى» با كمک محاسباتش نشان داد كه دنباله دار سويفت – تاتل ، منشاء اين بارش شهابى است. اين اولين بار بودكه ارتباط بارش شهابى و دنباله دار به اثبات مى رسيد!
افزايش فعاليت بارش برساووشى در سال هاى 1861 تا 1863 میلادی ، یعنی هم زمان با حضيض مدارى دنباله دار ، تاييد كننده اين مطلب بود. دوره تناوب دنباله دار سويفت – تاتل حدود ١٣٠ سال است و آخرين بار در اوايل دهه ١٩٩٠ به حضيض خود رسيد و در سال هاى ١٩٩1 و ١٩٩2 نرخ ساعتى سمت الراسى (ZHR) آن به بيش از ٢٠٠ رسيد. اما در سال هاى بعد ، بارش برساووشى به فعاليت معمول خود ادامه داد تا اينكه همان طور كه انتظار مى رفت درسال 2004 ، ZHR اين بارش به 2000 رسید . اما در سال های اخیر بارش شهابی فعالیت معمولی داشته است و باید منتظر رگبار آن در سال 2028 بمانیم.



بارش شهابی جباری: (Orionids)
منشاء اين بارش، دنباله دار هالى است. در واقع دنباله دار هالى، در دو نقطه ، از نزديكى مدار زمين عبور مى كند و دو بارش شهابى اتا-دلوى و جبارى را به وجود مى آورد. كانون اين بارش در نزديكى ستارهی معروف قرمز رنگ اين صورت فلكى یعنی ابط الجوزا قرار دارد كه پس از نيمه شب طلوع مى كند و تا صبح در آسمان است. اوج اين بارش در آخرين روز ماه مهر اتفاق مى افتد.

بارش شهابى اسدى: (Leonid meteor shower)
ظهور چشمگير بارش اسدى ١٧٩٩ را بسيارى از دريانوردان و ساكنان قارهی آمريكا رصد كردند. درسال ١٨٣٣ نيز بارش اسدى شگفتى آفريد. در مدت چند ساعت ، تعداد شهاب ها به هزاران عدد در ساعت رسيد. به طورى كه بسيارى تصور كردند، جهان به پايان رسيده است!!! در اين سال رصدگران با مشاهدهی شهاب ها، كانون بارش را تشخيص دادند.
در آن زمان مشخص شدكه منشاء بارش شهابى اسدى دنباله دار تمپل – تاتل است كه به تازگى كشف شده بود.
در دهه هاى بعدى ، بارش شهابى اسدى فعاليت چشمگيرى نداشت اما درسال 1966 شهاب هاى اسدى ، غوغايى آفريدند. در مدت كوتاهى آسمان پر از شهاب شد. به طوری كه برخى از رصدگران در آمريكاى شمالى از ظهور ٣٠ شهاب در يک ثانيه خبر دادند.
دنباله دار تمپل -تاتل در آخرين گذر خود در نهم اسفند ١٣٧٧ به حضيض مدارش رسيد. در اين سال اوج بارش ٢٠ ساعت زودتر از زمان پيش بينى شده اتفاق افتاد. آن هايى كه موفق به رصد آن شدند آذرگوى هاى بى نظيرى را ديدند!
بارش اسدى ١٣٧٨ نیز ويژگی خاصى داشت، رصدگران ايرانى ، چند ماه پس از مشاهدهی آخرين خورشیدگرفتگی کامل قرن بیستم، چشم انتظار رگبار شهابى اسدى بودند. پيش بينى ها نشان مى داد كه اوج بارش شهابى در ساعت ٥:٣٠ با شدت چند هزار شهاب در ساعت رخ خواهد داد. ايران وكشورهاى آسياى غربى بهترين شرايط را براى رصد داشتند ، چرا كه در زمان اوج و در تاريكى سحرگاه، در این مناطق ، كانون بارش در ارتفاع قابل توجهى در آسمان و نزدیک نقطهی سرسو ، قرار داشت. انتظار به پايان رسيد و همان طور كه پيش بينى شده بود ، رصدگران ايرانى شاهد يكى از با شكوه ترين بارش هاى شهابى بودند. آسمان شهاب باران مى شد! در يک لحظه ده ها شهاب اسدى در آسمان ظاهر مى شدند. تعداد شهابها به حدى بود كه فرصت چشم بر هم زدن را هم نمی دادند.
در اين سال، بارش اسدى ، در ساعت ٥:٣٠ صبح ٢٧ آبان با ZHR حدود ٣٧٠٠ ، به اوج خود رسید!! در اين زمان ، كانون در ارتفاع زيادى قرار داشت و بسيارى از ساكنين خاورميانه توانستند شاهد اين آتش بازى آسمانى باشند.

بارش شهابى جوزايى: (Geminids)
اين بارش به علت تعداد شهاب هاى زياد و پر نور، مورد توجه بسيارى از رصدگران است. كانون اين بارش تقريباً درتمام شب در آسمان است. اوج آن در حوالى ٢٣ آذر اتفاق مى افتد. ZHR اين بارش در برخى از سال ها به 160 نيز مى رسد. محاسبات مدارى شهاب واره هاى آن نشان داده است که منشاء اين بارش شهابی، سیارک فاتون است.
بارش شهابی رُبعی: (Quadrantid)
بارش شهابى رُبعى (Quadrantid meteor shower) يكى از چند بارش شهابى فعال ساليانه است. رُبع ، نام صورت فلكى کوچکی بوده است که در تقسیم بندی انجمن بین المللی نجوم ، جزئی از صورت فلکی عوا یا گاوران محسوب شده است. به همين دليل نام اين بارش شهابى براى خيلى ها آشنا نيست. همچنین سرد بودن هوا در زمان اوج این بارش شهابی ، باعث مى شود كه رصدگران كمى به رصد آن بپردازند. علاوه براين ارتفاع پايين كانون بارش باعث مى شود كه رصدگران بخشى از شهاب هاى اين بارش را از دست بدهند. كانون اين بارش پس از نيمه شب از شمال شرق طلوع مى كند و در ساعت 5 بامداد به ارتفاع حدود ٥٠ درجه از افق شرقى مى رسد. شهاب هاى اين بارش سرعت نسبتاً كمى دارند. اوج بارش شهابى ربعى در بامداد ١٢ دى ماه خواهد بود. با وجود اينكه بارش شهابى ربعى با ZHR حدود ١٢٠ يكى از فعال ترين بارش هاى ساليانه است ولى هنوز در مورد منشاء آن ترديد وجود دارد. در مطالعات اوليه منشاء اين بارش دنباله دار ماچولز (96P/Machholz) تعيين شد. پیتر جنیسکنز از موسسه SETI در مقالهای در سال 1997 به تجزیه و تحلیل بارش ربعی پرداخت. او نشان داد كه اين بارش خيلى جوان است و بيش از چند صد سال قدمت ندارد!
بررسى جابه جايى شهاب واره ها در چند صد سال گذشته مشخص كرد كه دنباله دار مذكور نمى تواند منشاء اين بارش باشد. ويژگى جالب اين بارش ، شيب زياد منحنى فعاليت آن است يعنى اوج آن در مدت چند ساعت اتفاق مى افتد و به سرعت هم افت مى كند. پیتر اين اثر را مربوط به تمايل مدارى زياد دنباله دار منشاء دانست. چند سال قبل يک تيم تحقيقاتى به سرپرستى وى در مقاله اى نشان دادند كه منشاء بارش ربعى سيارک تازه كشف شده ٢٠٠٣EH١ است. او معتقد است اين سيارک بازمانده يا تكه اى از يک دنباله دار است. رصدها اين گفته را تاييد مى كنند كه احتمالاً اين سيارک بخشى از دنباله داری است كه در 500 سال قبل از آن جدا شده است. علاوه بر اين رصدها نشان مى دهند توزيع جرمى شهاب هاى اين بارش يكسان نيست. درنتيجه درخشندگى شهاب ها در بازهی زمان هاى مختلف تغيير مى كند.

رگبار های شهابی:
گاهى نرخ شهاب هاى بارش شهابى از سالى تا سال ديگر تغيير مى كنند. اين تغيیرات ساليانه در بيشينهی فعاليت مى تواند به شرايط بالاى جو و به خصوص تغیيرات چگالى در ارتفاع حدود ١٠٠ كيلومتر مربوط باشد. اين تغييرات نيز تا حدودى با دورهی ١١ سالهی فعاليت خورشيدى هم خوانى دارد. مطالعات بارش هاى جبارى و برساووشى نشان مى دهدكه بيشينهی نرخ شهاب ها در سال های ١٩63 و 1985 در كمينهی فعاليت خورشيدى اتفاق افتاده است. البته اين تغييرات چندان قابل توجه نيستند. اما در سال هايى شاهد افزايش ناگهانى و چشمگير تعداد شهاب هاى بعضى از بارش ها هستيم كه به اين افزايش فوق العادهی تعداد شهاب ها ، «رگبار شهابى» گفته مى شود. (مانند رگبار اسدى در سال ١٨٣٣ و رگبار ارابه رانى سال١٩٩٢)
اگر دنباله دارِ منشا بارش ، به تازگى از حضيض خورشيدى خود عبور كرده باشد، انتظار داريم كه شدت بارش زياد باشد و در اين صورت احتمالاً رگبار شهابى رخ خواهد دارد. به اين نوع فعاليت هاى شهابى، فوران هاى نزديک – دنباله دار (Near-Comet Outburst) گفته مى شود. بيشتر فوران هاى نوع نزديک به دنباله دار هاى كوتاه دوره (دوره تناوب 3 تا ٢٠ سال) يا ميان دوره (نوع هالى ٢٠ تا ٢٠٠ سال) مربوط مى شوند. بارش اسدى نمونهی معروف اين نوع است. منشا اين بارش همان طور که اشاره کردیم ، دنباله دار تمپل – تاتل است. مطالعات نشان مى دهد كه پس از هر بار عبور تمپل – تاتل ، شاهد رگبارهايى هستيم. بحث وقوع رگبارهاى شهابى و پيش بينى آن ، به اين راحتى نيست . اولين مشكل غير صحيح بودن دوره تناوب دنباله دار است.
بخش توده هاى ذرات تحت تاثير فشار تشعشعى خورشيد و اختلالات ديگر باعث حركت و جابه جابى پیچيدهی توده مى شود. از ديگر نمونه هاى اين نوع رگبارها مى توان به رگبار های اژدهایی و آندرومدایی اشاره کرد. (تنّینی و امراة المسلسله ای)
نتیجه گیری:
دانستیم که شهابها بقایای کوچک سیارکها و دنبالهدارهایی هستند که با ورود به جو زمین، بر اثر اصطکاک، داغ شده و میسوزند. مطالعهی ترکیب شیمیایی و منشأ این اجرام، اطلاعات ارزشمندی دربارهی منظومه شمسی اولیه، چگونگی شکلگیری سیارات و حتی احتمال وجود حیات در نقاط دیگر کیهان به ما میدهد. بارشهای شهابی منظم، مانند برساووشی و اسدی، به دانشمندان اجازه میدهند تا با استفاده از روشهای کمّی مانند نرخ ساعتی سمتالرأسی (ZHR)، شدت و نرخ برخورد اجرام آسمانی را اندازهگیری کنند. این دادهها به درک بهتر دینامیک منظومه شمسی، پیشبینی مخاطرات احتمالی برخورد با زمین و مطالعهی ذرات میانسیارهای کمک میکنند.
در طول تاریخ، بسیاری از فرهنگها شهابها را نشانههایی از رویدادهای مهم، پیامهایی از سوی خدایان، یا حتی ارواح در حال گذر دانستهاند. این باورها، هرچند خرافی هستند، اما نشاندهندهی تأثیر عمیق شهابها بر جهانبینی و نگرش انسان ها است.
درخشش خیرهکنندهی شهابها، همیشه محل الهام شاعران، نویسندگان و هنرمندان بوده است. ظهور شهابها در آسمان اغلب نماد رو کردن شانس و اقبال برای مردمان و موعد آرزو و دعا برای آن ها بوده است.
با آغاز عصر علمی، دانشمندان شروع به مطالعهی منظم شهابها کردند. در قرن ۱۸ و ۱۹، با مشاهدهی بارشهای شهابی منظم و تشخیص ارتباط آنها با دنبالهدارها (مانند اثبات اینکه بارش اسدی بقایای دنبالهدار تمپل- تاتل است)، درک علمی از این پدیدهها متحول شد. اولین سقوط ثبتشدهی شهابسنگ (Meteorite) که بهطور رسمی پذیرفته شد، در منطقهی L’Aigle فرانسه در سال ۱۸۰۳ رخ داد. امروزه، با استفاده از تلسکوپهای پیشرفته، دوربینهای حساس و شبکههای رصدی، دانشمندان قادرند جزئیات دقیقتری از شهابها و ذرات پدید آورندهی آنها را بررسی کنند.
منابع از کتب:
نجوم به زبان ساده نوشته مایر دگانی – کتابچهی بارشهای شهابی نوشته امیر حسن زاده

