زمین؛ خانه‌ی آبی کوچک ما

شاید در نگاه اول، تصویر اصلی مقاله کمی بی‌ربط به موضوع به نظر برسد، اما چه بخواهید چه نخواهید، زمین واقعاً همان نقطه‌ی کم‌نور آبی در خلأ کیهانی است. تازه این که فقط تصویر سیاره‌ی ما از زحل است. یعنی حدود 1.4 میلیارد کیلومتر دورتر، فاصله‌ای که در مقیاس کیهانی یک قدم هم به حساب نمی‌آید. پس خیلی دور هم نرفته‌ایم، زمینی که از زحل به سختی می‌شود آن را دید، به نظرتان در فواصل بین ستاره‌ای اصلاً وجود آن حس می‌شود؟ این تصویر واقعاً موجودیت انسان را به خطر می‌اندازد. ما واقعاً آن چیزی نیستیم که ادعا می‌کنیم، از منظومه‌ی خودمان بیرون نرفته، دیده نمی‌شویم. پس برای کیهان چه اهمیتی دارد که اصلاً ما باشیم یا نباشیم؟

از تصویر که بگذریم، زمین به عنوان کاوش‌ شده‌ترین سیاره‌ی منظومه‎‌ی شمسی و همچنین محل زندگی انسان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. در این مقاله از هسته‌ی جامد داغ داخلی گرفته تا اگزوسفر و قمرها، تقریباً همه چیز در مورد زمین را بررسی خواهیم کرد.

نگاه اجمالی به زمین

فاصله از خورشید (AU)1
جرم(kg)1024×5.97
شعاع استوایی(km)6,378
شعاع قطبی(km)6,357
شتاب گرانش سطحی(m/s2)9.81
طول روز(ساعت)23.934
دوره‌ی مداری(روز)365.25
انحراف محور(درجه)23.44
دمای میانگین سطح(°C)15
دامنه‌ی دمای سطح(°C)(57+ , 89-)
فشار سطحی اتمسفر(اتمسفر)1
تعداد اقمار طبیعی شناخته شده تا سال 20261
حدود دامنه‌ی میدان مغناطیسی(μT)(65 , 25)
سرعت فرار گرانشی(m/s)11.2
سن تقریبی(میلیارد سال)4.54
زمین
سطح زمین با نمای آفریقا و اقیانوس اطلس

ساختار زمین

در این بخش، ساختار زمین را از داخل به بیرون بررسی می‌کنیم. البته باید توجه داشته باشید که وقتی به بخش‌های مختلف زمین لایه می‌گوییم، به این معنی نیست که مرزی بین دو بخش وجود دارد، بلکه در واقع کل ساختار به صورت تدریجی تغییری می‌کند و مرز مشخصی وجود ندارد. اما برای تقسیم‌بندی راحت‌تر، مرزهایی درنظر گرفته می‌شود.

هسته(Core)

هسته‌ی زمین درونی‌ترین بخش سیاره است که خود به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می‌گردد. هسته‌ی درونی احتمالاً ساختار جامد دارد اما هسته‌ی بیرونی مایع است. دمای بخش داخلی به حدود 5,300 درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد. یعنی به اندازه‌ی سطح خورشید! اما به دلیل فشار بالا(3.6 میلیون اتمسفر)، این بخش جامد شده است. هسته‌ی مایع بیرونی، در واقع جریانی از مواد داغ به دور هسته‌ی داخلی است. هر دو بخش هسته دارای مقادیر زیادی آهن(%85) و نیکل(%10) و مقدار اندکی گوگرد، اکسیژن و سیلیکون هستند. وجود جریان آهن و نیکل دور هسته، از اصلی‌ترین دلایل تشکیل میدان مغناطیسی زمین است. در واقع این پروسه که از نوع همرفت است، دینامو نام دارد و شبیه یک موتور الکتریکی کار می‌کند. با گذشت زمان هسته سرد خواهد شد و این جریان از بین می‌رود. درست مانند آنچه در مریخ رخ داده است. نرخ سرد شدن هسته حدود 100 درجه در هر یک میلیارد سال است پس فعلاً نگران نباشید!

شعاع هسته‌ی درونی حدود 1,220 کیلومتر، یعنی اندکی بزرگ‌تر از ماه برآورد می‌شود و هسته‌ی بیرونی احتمالاً 2,200 کیلومتر ضخامت دارد. چگالی هسته‌ی داخلی هم حدود 13 گرم بر سانتی‌متر مکعب است که کمی از جیوه(13.6 در دمای اتاق) کم‌تر است.

گوشته(Mantle)

گوشته ضخیم‌ترین بخش داخلی زمین است. این لایه حدود %84 از حجم و %67 از جرم سیاره را به خود اختصاص داده است. گوشته اغلب از سنگ‌های سیلیکاتی و آهن و منیزیم تشکیل شده است. گوشته متحرک‌ترین و پویاترین بخش زیر زمین است که نقش اصلی در حرکات تکتونیکی و فوران آتشفشان‌ها یا روان شدن گدازه روی سطح را دارد.

گوشته خود به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم می‌شود. ضخامت مجموع آن به 2,900 کیلومتر می‌رسد و دمای آن نیز در سطوح مختلف بین 4,000 تا 1,000 درجه‌ی سانتی‌گراد است. گوشته عمدتاً شکل جامد دارد اما در مقیاس‌های زمانی بلند، خمیری و نیمه‌جاری تلقی می‌شود.

گوشته‌ی بالایی که به همراه پوسته درواقع سنگ‌کره یا لیتوسفر را تشکیل می‌دهند، روی لایه‌ی خمیری شکلی به نام سست‌کره قرار گرفته که همین باعث ایجاد حرکات تکتونیکی می‌شود. سست‌کره اغلب بخشی از گوشته‌ی بالایی درنظر گرفته می‌شود اما چگالی آن از چگالی میانگین گوشته‌ی بالایی بیشتر است.

گوشته همچنین دارای حرکت همرفت است. گرمای شدید هسته، بخش زیرین گوشته را گرم می‌کند. با گرم شدن سنگ‌های زیرین، چگالی آن‌ها کم می‌شود و به تدریج به سمت بالا حرکت می‌کنند. در طول مسیر حرکت سنگ‌های گرم، در اثر برخورد آن‌ها با سنگ‌های خنک‌تر، دمای خود را از دست می‌دهند و دوباره به پایین برمی‌گردند. این حرکت، همرفت نام دارد. این پدیده اگر به تمام زمین تعمیم داده شود، همان حرکات ورقه‌ای را ایجاد می‌کند که باعث حرکت قاره‌ها در سطح می‌شود.

علاوه بر این‌ها گوشته مبدأ پدیده‌های زمین شناختی جالب دیگری نیز هست که باید در کتاب‌های مربوط به زمین شناسی آن‌ها را بررسی کنید. به طور خلاصه، گوشته‌ی را می‌توان اثر حرکتی موتور زمین روی سطح دانست. چرا که از حرکت قاره‌ها گرفته تا فوران آتشفشان‌ها، همگی در گوشته تنظیم می‌شوند.

پوسته(Crust)

پوسته اغلب از سنگ‌های جامد تشکیل میشود و بخش عمده‌ی آن را سیلیسیم و اکسیژن تشکیل می‌دهند. آلومینیوم و آهن نیز در رتبه‌های بعدی هستند. این لایه نازک‌ترین و بیرونی‌ترین لایه‌ی جامد زمین است. اگر زمین را به اندازه‌ی یک سیب در نظر بگیریم، پوسته فقط به اندازه‌ی پوستِ آن سیب ضخامت دارد!

البته ضخامت پوسته در نقاط مختلف زمین کمی متفاوت است. پوسته زیر اقیانوس‌ها بین 5 تا 10 کیلومتر ضخامت دارد اما در زیر قاره‌ها بین 30 تا 70 کیلومتر متغیر است. به همین دلیل پوسته را نیز به دو بخش اقیانوسی و قاره‌ای تقسیم می‌کنند.

پوسته‌ی اقیانوسی معمولاً جوان‌تر است و چگالی بیشتری دارد. در مقابل، پوسته‌ی قاره‌ای قدیمی‌تر است و چگالی آن نیز کم‌تر است.

پوسته و گوشته مرز تدریجی ندارند. می‌توان گفت این دو واقعاً تا حدودی دو لایه‌ی مجزا هستند. مرز بین پوسته و گوشته را ناپیوستگی موهورویچیچ یا به اختصار موهو می‌نامند. این مرز که به نام دانشمند کروات، آندریا موهورویچیچ نامگذاری شده، جایی است که سرعت امواج لرزه‌ای به طور ناگهانی تغییر می‌کند. چون ترکیب سنگ‌ها در آن‌جا ناگهان تغییر می‌کند. یعنی در واقع یک لایه واقعاً تمام می‌شود و لایه‌ی دیگر شروع.

پوسته تنها جایی است که ما مستقیماً با آن در تماس هستیم. از کوه‌ها تا اقیانوس‌ها و حتی خاک باغچه و منابع نفت و گاز، همگی در پوسته جای دارند. پوسته همچنین بستر تمام حیات روی زمین است. از میکروب‌هایی که در عمق چند کیلومتری پوسته زندگی می‌کنند گرفته تا جنگل‌های انبوه و شهرهای بزرگ، همه و همه روی این لایه‌ی نازک و شکننده قرار گرفته‌اند.

همچنین در بخش قبلی هم گفتیم که پوسته حرکات تکتونیکی دارد. یعنی در گذر زمان قاره‌ها جا به جا می‌شوند که این حرکت را مدیون گوشته است. حرکت ورقه‌ها های زمین به طور میانگین 2 تا 10 سانتی‌متر در سال است.

سطح زنده‌ی زمین

سطح زمین توسط بخش بالای پوسته و همچنین مقدار بسیار زیادی آب پوشیده شده است. آب در نواحی پست‌تر جای گرفته و قاره‌هایی که می‌شناسیم در واقع بخش‌های مرتفع‌تر پوسته بوده‌اند که زیر آب نرفته‌اند. در حال حاضر زمین دارای هفت قاره شامل اوراسیا، آفریقا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، قطب جنوب، استرالیا و زیلَندیا است. البته گاهی اروپا و آسیا را نیز مستقل از هم در نظر می‌گیرند. همچنین زیلندیا یک منطقه‌ی جدیدالکشف است و هنوز به طور رسمی به عنوان قاره تعریف نمی‌شود.

زیلندیا(Zealandia) بزرگ‌ترین زمین مستقل زیر آب است که در شرق استرالیا قرار دارد. نیوزیلند و نیوکالدونیا دو بخش از این قاره هستند که بیرون از آب قرار دارند.

zealandi
موقعیت زیلندیا؛ سطح آب اطراف نیوزیلند که کم عمق‌تر از اقیانوس آرام و تاسمانی است نشان می‌دهد یک بخش بزرگ از زمین زیر آب قرار دارد.

وضعیت ظاهری زیلندیا و موقعیت نیوزیلند و نیوکالدونیا روی آن که ارتفاعشان بیشتر است

مهم‌ترین عوارض سطح زمین

زمین اگرچه دارای عمیق‌ترین دره یا بلند‌ترین کوه منظومه نیست، اما به سبب پویایی بسیار آن، سطح آن پر از شگفتی است ه به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

خلاصه پاسخ:

در سطح زمین، مهم‌ترین عوارض طبیعی شامل بلندترین قله (اورست با ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر در هیمالیا)، عمیق‌ترین گودال (ماریانا با ۱۱٬۰۳۴ متر عمق)، بزرگ‌ترین بیابان گرم (صحرای آفریقا) و سرد (قطب جنوب)، بزرگ‌ترین جنگل بارانی (آمازون)، بزرگ‌ترین ساختار زنده (دیواره مرجانی)، کهن‌ترین دریاچه (بایکال)، بلندترین آبشار (آنجل) و فعال‌ترین منطقه آتشفشانی و لرزه‌ای (حلقه آتش) هستند. اما مهم‌ترین ویژگی سطح زمین، پوشش ۷۱٪ آن با آب مایع است که در هیچ سیاره‌ی دیگر در منظومه وجود ندارد و حیات را ممکن ساخته است.

رشته‌کوه هیمالیا؛ خانه‌ی غول‌های زمینی

هیمالیا رشته‌کوهی عظیم در جنوب آسیا، در امتداد مرز چین و هند است که بلندترین قله‌ی جهان، یعنی کوه اورست به ارتفاع ۸,۸۴۸ متر را در خود جای داده است. این رشته‌کوه حاصل برخورد صفحه‌ی شبه‌قاره‌ی هند با صفحه‌ی اوراسیا است؛ برخوردی که از حدود ۵۰ میلیون سال پیش آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. به همین دلیل، هیمالیا هر سال حدود ۵ میلی‌متر بلندتر می‌شود.

Himalayas landsat
رشته‌کوه هیمالیا، تصویر از یک ماهواره‌ی لندسَت

هیمالیا بسیاری از قله‌های بلند زمین را در بر دارد. کوه وحشی که دومین کوه بلند زمین است، با ارتفاع 8,611 متر نیز در این رشته‌کوه قرار دارد. هیمالیا با سن فقط 50 میلیون سال، جوان‌ترین رشته‌کوه زمین محسوب می‌شود . مساحتی برابر با فرانسه دارد. این در حالی است که فقط کوه المپوس مریخ با ارتفاع 20 کیلومتر هم اندازه‌ی فرانسه است! و این فقط یکی از کوه‌های مریخ است و البته بلندترینشان!

دره‌ی گرند کانیون؛ کتاب تاریخ زمین

گرند کانیون در آریزونای آمریکا، یکی از شگفت‌انگیزترین دره‌های جهان است. این دره توسط رودخانه‌ی کلرادو طی میلیون‌ها سال کنده شده و لایه‌های زمین‌شناسیِ ۲ میلیارد ساله را در بستر خود آشکار کرده است. به همین دلیل، آن را کتاب تاریخ زمین می‌نامند.

دره‌ی گرند کانیون از فضا
شبکه‌ی دره‌ی گرند کانیون از بالا

این دره 446 کیلومتر طول دارد، در نقاطی تا بیش از 1,800 متر عمق دارد و عرض آن نیز بین 6 تا 29 کیلومتر متغیر است. اما با تمام این‌ها هنوز فاصله‌ی زیادی با دره‌ی مارینر مریخ از نظر ابعادی دارد!

گودال ماریانا؛ عمیق‌ترین نقطه‌ی زمین

در اقیانوس آرام، در شرق جزایر ماریانا، عمیق‌ترین نقطه‌ی پوسته‌ی زمین قرار دارد. گودال ماریانا با عمق بیشینه‌ی حدود ۱۱,۰۳۴ متر، که قدر مطلق آن بیشتر از ارتفاع اورست است! یعنی اگر اورست را در آنجا رها کنید، قله‌اش بیش از ۲ کیلومتر زیر آب خواهد ماند!

mariana location
موقعیت گودال ماریانا

فشار آب در کف گودال به بیش از هزار اتممسفر می‌رسد و دمای آن‌جا نیز بین 1 تا 4 درجه‌ی سانتی‌گراد تخمین زده می‌شود. گودال ماریانا اولین‌ بار در سال 1960 میلادی توسط دو دریانورد به نام‌های ژاک پیکار و دان والش کشف شد. البته آن‌ها در پی اشغال جزایر ماریانا بودند که این گودال را از روی تفاوت ظاهری‌اش با محیط اطراف پیدا کردند.

mariana trench
تصویر منسوب به سطح گودال

حلقه‌ی آتش اقیانوس آرام

حلقه‌ی آتش، منطقه‌ای به شکل نعل‌اسب به طول حدود ۴۰,۰۰۰ کیلومتر در اطراف اقیانوس آرام است که محل وقوع و حضور ۹۰٪ زمین‌لرزه‌ها و ۷۵٪ آتشفشان‌های فعال جهان است. این منطقه حدود 450 آتشفشان فعال دارد و از غرب آسیا و اقیانوسیه تا شرق دو قاره‌ی آمریکا را درگیر می‌کند. این منطقه یکی از بزرگ‌ترین نواحی برخورد ورقه‌های زمین است.

ring of fire
موقیعت زلزله‌ها و آتشفشان‌ها در حاشیه‌ی حلقه‌ی آتش

صحرای آفریقا، بزرگ‌ترین بیابان گرم

صحرای بزرگ آفریقا که از مصر تا مراکش در شمال آفریقا ادامه می‌یابد، حدود 9.4 میلیون کیلومتر مربع، یعنی تقریباً به اندازه‌ی چین مساحت دارد. اگرچه اغلب بیشترین دما را کویر لوت ایران در طول سال دارد، اما دمای روز صحرای آفریقا نیز تا 58 درجه می‌رسد و در شب نیز زیر صفر است. تخمین زده‌ می‌شود که این بیابان در 100 سال گذشته حدود 10 درصد گسترش یافته باشد.

Sahara satellite hires
موقعیت صحرای آفریقا

قطب جنوب، بزرگ‌ترین بیابان سرد

قطب جنوب که 14 میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد، بیش از دو میلیون سال است که باران قابلی را ندیده و دمای آن به 89- درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد که کمترین دما در سطح زمین است.

south pole artemis II 2
تصویر خدمه‌ی آرتمیس 2 در مدار انتقالی زمین – ماه از قطب جنوب در زمستان که افزایش سطح یخ هم در آن مشاهده می‌شود.
به منظور افزایش کیفیت، تصویر کمی ویرایش شده است.

جنگل‌های آمازون؛ ریه‌های زمین

جنگل‌های آمازون در آمریکای جنوبی با مساحت حدود ۵.۵ میلیون کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین مجموعه جنگل بارانی جهان است و بیش از ۱۰٪ گونه‌های گیاهی و جانوری شناخته‌شده‌ی زمین را در خود جای داده است. این منطقه حدود 20 درصد اکسیژن زمین را تولید می‌کند و طولانی‌ترین رودخانه‌ی جهان نیز از میان آن می‌گذرد که باز هم حدود 20 درصد آب شیرین جهان در آن است. متاسفانه هر سال حدود 10,000 کیلومتر مربع از آن از بین می‌رود.

دیواره‌ی بزرگ مرجانی؛ بزرگ‌ترین ساختار زنده در زمین

دیواره‌ی بزرگ مرجانی در استرالیا، بزرگ‌ترین ساختار زنده‌ی منظومه است که از میلیاردها موجود زنده‌ی کوچک به نام پولیپ ساخته شده است. این دیوار 2,300 کیلومتر طول دارد و از فضا نیز قابل مشاهده است و تنوع زیستی بسیار بالایی دارد. اما به دلیل معضل گرمایش جهانی، بخش‌هایی از دیوار در حال مردن هستند.

reef map
موقعیت دیواره‌ی بزرگ

جزیره‌ی ماداگاسکار؛ قاره‌ی کوچک

ماداگاسکار چهارمین جزیره‌ی بزرگ جهان است که حدود ۸۸ میلیون سال پیش از قاره‌ی آفریقا جدا شد و به همین دلیل، گونه‌های منحصربه‌فردی در آن تکامل یافته که در هیچ‌جای دیگر جهان یافت نمی‌شوند. این وضعیت را می‌توانیم در نیوزیلند نیز ببینیم.

Madagascar map
نقشه‌ی ماداگاسکار در جنوب شرق آفریقا

آبشار آنجل؛ بلندترین آبشار جهان

آبشار آنجل در ونزوئلا با ارتفاع ۹۷۹ متر، بلندترین آبشار دائمی جهان است. این آبشار ۱۵ برابر بلندتر از آبشار نیاگارا است! نیاگارا حجیم‌ترین آبشار جهان از نظر حجم آب است.

Angel Waterfall
آبشار یک کیلومتری آنجل

دریاچه‌ی بایکال؛ کهن‌ترین و عمیق‌ترین دریاچه‌ی زمین

دریاچه‌ی بایکال در سیبری روسیه، کهن‌ترین و عمیق‌ترین دریاچه‌ی جهان است و حدود ۲۲٪ آب شیرین سطح زمین را در خود جای داده است. این دریاچه 25 میلیون سال عمر و 1,642 متر عمق دارد.

MAP LAKE BAIKAL RUSSIA
موقعیت دریاچه‌ی بایکال در نزدیکی سیبری روسیه

پارک ملی یلو استون و ابرآتشفشان خاموش

یلو استون در آمریکا، اولین پارک ملی جهان و محل یکی از بزرگ‌ترین ابرآتشفشان‌های زمین است. این منطقه روی یک نقطه‌ی داغ مستعد گذازه‌فشانی و فوران یا همان Hotspot قرار دارد و آبفشان‌های معروفی مانند آبفشان اولد فیسفول (Old Faithful) را در خود جای داده است. احتمال می‌رود این آتشفاشان حدود 640,000 سال پیش فوران کرده باشد و دوره‌ی فوران 600,000 تا 800,000 ساله داشته باشد. یعنی طبق تخمین‌ها هر لحظه ممکن است فوران کند! همچنین نیمی از کل آبفشان‌های زمین در این منطقه قرار دارد. فوران این آتشفشان می‌تواند اقلیم زمین را برای همیشه دگرگون سازد. البته فعلاً نگران نباشید، اگرچه پنجره‌ی احتمال فوران برای این آتشفشان باز است اما تغییر رفتار محسوسی ندارد.

yellowstone park
پارک ملی یلو استون و آتشفشان بزرگ آن به همراه چند آبفشان

اما از عوارض سطحی زمین که بگذریم، به مهم‌ترین نکته در مورد آن می‌رسیم، آب، زمین در سطح خود 71 درصد آب مایع دارد، چیزی که در هیچ کدام از سیارات منظومه به جز زمین دیده نمی‌شود. و این همان راز پیروزی حیات در این سیاره است. در بخش‌های بعدی به طور مفصل به موضوع آب خواهیم پرداخت.

اتمسفر زمین

اتمسفر یا همان جو، لایه‌ی نازکی از گازهاست که زمین را مانند یک پتوی محافظ در برگرفته است. جو زمین به شدت نازک است اما همین لایه‌ی به ظاهر ناچیز، حیات روی زمین را ممکن و پایا کرده است.

اتمسفر زمین در تمام نقاط سیاره همگن نیست، اما به طور میانگین از 78 درصد نیتروژن، 21 درصد اکسیژن و مقدار اندکی آرگون، کربن دی‌اکسید و گازهای دیگر تشکیل شده است.

لایه‌های اتمسفر

اتمسفر از سطح زمین تا ارتفاع حدود ۱۰,۰۰۰ کیلومتری از سطح دریا امتداد دارد و به پنج لایه‌ی اصلی تقسیم می‌شود.

۱. تروپوسفر (Troposphere)

از ارتفاع 0 تا 12 کیلومتری سطح، یعنی تقریباً تمام آنچه در زندگی روزمره‌ی انسان است در این لایه جای می‌گیرد. همه‌ی تغییرات آب و هوایی، ابرها و بخشی از سفرهای هوایی در تروپوسفر است. در این لایه تقریباً به ازای هر یک کیلومتر افزایش ارتفاع، دما 6.5 درجه افت می‌کند. همچنین 80 درصد جرم اتمسفر و عمده‌ی بخار آب موجود در جو در این لایه قرار دارد. در نظر داشته باشید لایه‌های اتمسفری نیز تدریجی هستند و مرز مشخصی ندارند.

۲. استراتوسفر (Stratosphere)

از 12 تا 50 کیلومتری، این لایه وجود دارد که نقش اصلی محافظت از سیاره بر دوش آن است. یعنی لایه‌ی ازن معروف که اشعه‌ی فرابنفش خورشید را جذب می‌کند در این ناحیه حضور دارد. دما نیز به دلیل آزادسازی انرژی ناشی از جذب پرتوی فرابنفش، با افزایش ارتفاع کمی بیشتر می‌شود. همچنین هواپیماهای تجاری اغلب در این لایه پرواز می‌کنند. لایه‌ی ازن پس از فاجعه‌ی CFC‌ها در دهه‌ی 1980 به شدت تخریب شد. CFC‌ها موادی بودند که اغلب در گاز یخچال یا خوش‌بو کننده‌ها استفاده می‌شدند. این مواد چرخه‌ی تبدیل ازن به اکسیژن و اکسیژن به ازن را به طول کامل مختل می‌کردند اما پس از ممنوعیت استفاده از آن‌ها، وضعیت لایه‌ی ازن رو به بهبود است و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2060 به طور کامل ترمیم شود.

Ozone Recovery 1979 2025
وضعیت لایه‌ی ازن قطب جنوب از 1357 تا 1404، رنگ خاکستری نشان‌ دهنده‌ی سوراخ لایه است اندکی بهبود مشاهده می‌شود.

۳. مزوسفر (Mesosphere)

مزوسفر با محدوده‌ی ارتفاع 50 تا 85 کیلومتر و دمای 90- درجه، سردترین لایه‌ی جو زمین است. بیشتر شهاب‌سنگ‌ها و اجرام خارجی نفوذی توسط این لایه مورد نوازش واقع می‌شوند(سوزانده می‌شوند). همچنین بارش‌های شهابی که قبلاً بیشتر می‌دیدیم و چند وقتی است کمتر شده‌اند نیز ناشی از برهم‌کنش بقایای دنباله‌دارها با همین لایه هستند.

۴. ترموسفر (Thermosphere)

همان‌طور که از نام این لایه برمی‌آید، دمای این لایه که از ارتفاع 85 تا 600 کیلومتری سطح ادامه دارد، به طرز محسوسی با دیگر لایه‌ها متفاوت است. دمای این لایه به دلیل تماس با بخش بیرونی تاج خورشید، تا 1,500 درجه‌ی سانتی‌‌گراد می‌رسد! اما به دلیل حضور کم‌رنگ مولکول‌ها و خلاء موجود در این لایه، گرما‌ی زیادی احساس نمی‌شود.
ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) و بیشتر ماهواره از جمله استارلینک‌ها (که منجمان زمینی را بیچاره کرده‌اند) هم در این ناحیه حضور دارند. شفق قطبی نیز دست‌پخت همین لایه است.

تخریب عکاسی نجومی به وسیله‌ی استارلینک
از جمله تصاویری که هر منجم آماتوری را به گریه می‌اندازد

همچنین ارتفاع صد کیلومتری که در اوایل این لایه قرار دارد را به عنوان خط فرضی انتهای اتمسفر زمین و آغاز فضا در نظر می‌گیرند که به آن خط کارمان (Karman Line) می‌گویند. اگرچه پس از خط کارمان نیز اتمسفر ادامه دارد.

۵. اگزوسفر (Exosphere)

اگزوسفر به عنوان آخرین و بیرونی‌ترین لایه‌ی جو سیاره، به طرز محتاطانه‌ای از 600 تا 10,000 کیلومتری سطح دریا در نظر گرفته می‌شود. این لایه واقعاً تا این حد ضخیم نیست و فقط چند ده کیلومتر ارتفاع دارد. اما طوری در نظر گرفته شده که مطمئن باشیم تا 10,000 کیلومتری آخرین اتم‌های هیدروژن و هلیم از گرانش زمین فرار کرده باشند و پس از آن بتوانیم بگویم خلاء مطلق (تا حدی مطلق)

مقایسه‌ی اتمسفر زمین با مریخ و زهره

اتمسفر زمین در میان سیارات سنگی منظومه، از نظر ترکیب و فشار منحصربه‌فرد است.

مشخصهزمینمریخزهره
فشار سطحی۱ اتمسفر۰.۰۰۶ اتمسفر۹۲ اتمسفر
نیتروژن۷۸٪۲.۷٪۳.۵٪
اکسیژن۲۱٪۰.۱۳٪تقریباً ۰٪
دی‌اکسید کربن۰.۰۴٪۹۵.۳٪۹۶.۵٪
دمای میانگین۱۵ درجه۶۳- درجهبیش از ۴۶۰ درجه

زمین درست در نقطه‌ای قرار گرفته که اتمسفرش نه آن‌قدر نازک است که آب مایع نتواند روی سطح آن بماند و نه آن‌قدر ضخیم که اثر گلخانه‌ایِ غیرقابل‌کنترل ایجاد کند و آب فوراً بخار شود. این تعادل ظریف، یکی از رازهای زنده بودن ماست.

اثر گلخانه‌ای طبیعی؛ گرمایی که حیات را ممکن کرد

اگر زمین جو نداشت، دمای میانگین سطح آن حدود ۱۸- درجه بود؛ یعنی حدود ۳۳ درجه سردتر از الان. این گرمای اضافی، نتیجه‌ی اثر گلخانه‌ای طبیعی است. اثر گلخانه‌ای که احتمالاً در کتاب‌های علوم و اجتماعی در مدرسه خوانده‌اید، نتیجه‌ی جذب گرمای نور خورشید و باز پس ندادن آن به فضا است.

نور خورشید از اتمسفر عبور می‌کند و سطح زمین را گرم می‌کند.
زمین گرمای جذب‌شده را به صورت اشعه‌ی فروسرخ بازتاب می‌دهد.
گازهای گلخانه‌ای مانند دی‌اکسید کربن، بخار آب و متان، این اشعه‌ی فروسرخ را جذب کرده و بخشی از آن را دوباره به سطح زمین بازمی‌گردانند.
این چرخه، دمای زمین را در محدوده‌ای مناسب برای حیات نگه می‌دارد.

البته نباید فراموش کرد که افزایش مقدار گازهای گلخانه‌ای در جو که می‌تواند ناشی از فعالیت‌های صنعتی انسان باشد، خود باعث افزایش نرخ جذب گرما و در نتیجه گرم‌تر شدن سطح می‌شود؛ مشکلی که امروز آن را به عنوان گرمایش جهانی می‌شناسیم و متأسفانه هنوز هیچ اقدام مؤثری برای جلوگیری از آن انجام نشده است.

oghiajav 2
در این تصویر اثر گازهای گلخانه‌ای و همچنین اقیانوس‌ها را در گرم نگه داشتن زمین را مشاهده می‌کنید.

پدیده‌های جوی خاص زمین

اتمسفر زمین فقط یک لایه‌ی محافظ نیست؛ بلکه صحنه‌ی اجرای شگفت‌انگیزترین نمایش‌های طبیعی است که هرکدام ساختاری عمیق و داستانی جذاب در خود دارند. در این بخش، به مهم‌ترین و چشمگیرترین پدیده‌های جوی زمین می‌پردازیم.

توفان‌ها

زمین همواره توفان‌های متنوعی را تجربه می‌کند که هرکدام مکانیسم شکل‌گیری متفاوتی دارند.

۱. توفان‌های حاره‌ای (Tropical Storms)

این توفان‌های عظیم بر روی آب‌های گرم اقیانوس‌ها با حداقل دمای ۲۷ درجه شکل می‌گیرند. آن‌ها با سرعت بیش از ۱۱۹ کیلومتر بر ساعت، یکی از مخرب‌ترین پدیده‌های طبیعی هستند. توفان‌های حاره‌ای خود بر اساس موقعیت شکل‌گیری اسامی مختلفی دارند.

انرژی یک توفان حاره‌ای باورنکردنی است. این توفان‌ها انرژی‌ای معادل انرژی ۱۰,۰۰۰ بمب اتم که در 20 دقیقه آزاد شود را در خود دارند! این توفان‌ها با جذب گرمای اقیانوس، این انرژی عظیم را ذخیره می‌کنند ولی خوشبختانه آن را به صورت باد و باران آزاد می‌سازند.

tropical storm iss
یک توفان حاره‌ای از نگاه ایستگاه فضایی بین‌المللی

۲. توفان‌های تندری (Thunderstorms)

این توفان‌ها اغلب با رعد و برق، باران شدید و گاهی تگرگ همراه هستند. یک ابر تندری می‌تواند تا ۲۰ کیلومتر ارتفاع داشته باشد و صاعقه‌های آن دمایی تا ۳۰,۰۰۰ درجه، یعنی ۵ برابر گرم‌تر از سطح خورشید ایجاد کنند! البته تندرها اغلب کوچک هستند و عمر زیادی هم ندارند.

thunderstorms from space
یک تندر از فضا

جالب است بدانید که هر لحظه حدود ۲,۰۰۰ توفان تندری در سراسر زمین در حال رخ دادن است و سالانه حدود ۱.۴ میلیارد صاعقه بدین وسیله به زمین برخورد می‌کند!

۳. گردباد (Tornado)

گردبادها ستون‌های چرخان و مرگبار از هوا هستند که از تندرها ناشی می‌شوند و به زمین می‌رسند. سرعت باد در شدیدترین گردبادها به بیش از ۵۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد و می‌توانند مسیری به طول چندین کیلومتر را تخریب کنند.

tornado
گردباد

آمریکا با بیش از ۱,۰۰۰ گردباد در سال، بیش از هر کشور دیگری در معرض این پدیده است.

۴. کولاک (Blizzard)

در مناطق سردسیر، توفان‌های برفی ترکیبی از باد شدید (بیش از ۵۶ کیلومتر در ساعت) و بارش سنگین برف هستند که دید را به صفر می‌رسانند و دمای هوا را به شدت کاهش می‌دهند. این توفان‌ها می‌توانند چندین روز ادامه داشته باشند و مناطق وسیعی را زیر برف دفن کنند.

Blizzard
کولاک در مناطق شهری

۵. توفان‌های شن و گرد و غبار(Sandstorm)

در مناطق خشک و بیابانی، توفان‌های شن می‌توانند دیواری از گرد و غبار به ارتفاع چند کیلومتر ایجاد کنند که کل شهر را بپوشاند. بزرگ‌ترین توفان‌های گرد و غبار زمین در صحرای آفریقا رخ می‌دهند و گرد و غبار آنها گاهی تا آمریکای جنوبی و حتی اروپا سفر می‌کنند.

ahvaz sandstorm
نمونه‌ای از توفان شن در اهواز
شفق‌های قطبی

زیباترین پدیده‌ی جوی زمین، بدون شک شفق‌های قطبی هستند. این نورهای رنگارنگ در مناطق قطبی زمین دیده می‌شوند و حاصل برخورد ذرات باردار باد خورشیدی با اتمسفر فوقانی زمین هستند.

aurora
شفق قطبی زمین

رنگ شفق به نوع گاز و ارتفاع بستگی دارد. رنگ سبز که رایج‌ترین رنگ در شفق است، معمولاً مربوط به اکسیژن در ارتفاع 100 تا 240 کیلومتری است. قرمز نیز مربوط به اکسیژن است اما در ارتفاع بیشتر از 240 کیلومتر. آبی و بنفش اغلب به نیتروژن زیر 100 کیلومتر مربوط اند و صورتی و سفید نیز بیشتر به ترکیب رنگ‌ها بر می‌گردند.

شفق‌ها معمولاً در یک کمربند بیضی‌شکل به دور قطب‌های مغناطیسی زمین رخ می‌دهند و بهترین زمان برای مشاهده آن‌ها در ماه‌های سرد سال و اوج فعالیت خورشیدی است. همان‌طور که می‌دانید، شفق قطبی به دلیل برخورد یون‌های داغ و پرانرژی تاج خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین به وجود می‌آیند.

Solar wind flow
توصیف تصویری چگونگی تشکیل شفق، وقتی میدان مغناطیسی با یون‌ها برهم‌کنش می‌کند، در نواحی نزدیک قطب‌ها به سطح می‌رسد و آنجا شفق تشکیل می‌شود.

بر خلاف مریخ که شفق‌هایش فرابنفش، ضعیف و نامرئی هستند، شفق‌های زمین با چشم غیرمسلح قابل مشاهده‌اند و یکی از تماشایی‌ترین پدیده‌های طبیعی به شمار می‌روند.

پدیده‌های جوی نادر

۱. ابرهای شب‌تاب (Noctilucent Clouds)

در ارتفاع حدود ۸۰ کیلومتری و در نزدیکی قطب‌ها، ابرهای بسیار نادری تشکیل می‌شوند که حتی پس از غروب خورشید، نور را منعکس می‌کنند و با درخششی آبی-نقره‌ای می‌درخشند. این ابرها در تابستان و در عرض‌های جغرافیایی بالا (۵۰ تا ۶۵ درجه) قابل مشاهده هستند و با گرمایش جهانی گسترش یافته‌اند.

noctilucent clouds
ابرهای شب‌تاب پیش از طلوع

همچنین ابرهای شب‌تاب را می‌توانید پیش از طلوع نیز ببینید. در تصویر زیر، چگونگی ایجاد این ابرها توضیح داده شده است.

Noctilucent Cloud generation
چیستی ابر شب‌تاب

۲. ابرهای ایریدسنتی یا رنگین‌کمانی (Iridescent Clouds)

یکی از زیباترین و نادرترین پدیده‌های جوی، ابرهای ایریدسنتی هستند که به ابرهای رنگین‌کمانی یا ابرهای مرواریدی نیز معروف‌اند. این ابرها با درخششی از رنگ‌های ظریف و پاستیلی مانند صورتی، آبی، سبز و بنفش ظاهر می‌شوند، درست شبیه یک رنگین‌کمان لکه‌ای در آسمان، یا بازتاب نور از برخی مواد شوینده

Iridescent clouds
نمونه‌ای از ابرهای رنگین‌کمانی

این پدیده زمانی رخ می‌دهد که نور خورشید از قطرات بسیار ریز آب یا بلورهای یخ در ابرها عبور می‌کند و دچار پراش (Diffraction) می‌شود. پراش باعث می‌شود که نور به رنگ‌های مختلف تجزیه شود و یک طیف رنگین‌کمانی بر روی ابر ایجاد کند.

برای ایجاد ابر رنگین‌کمانی، ابر باید نازک و دارای قطرات آب یا بلورهای یخ با اندازه‌ی تقریباً یکنواخت باشد و همچنین خورشید باید در زاویه‌ی مناسب (معمولاً ۱۰ تا ۴۰ درجه بالای افق) قرار داشته باشد. ضمناً، برای دیدن این ابرها بهتر است در ارتفاعات بالا قرار داشته باشید.

دقت کنید که در رنگین‌کمان، نور شکسته می‌شود (Refraction) و یک قوس بزرگ ایجاد می‌کند، اما در ابرهای رنگین‌کمانی، نور پراش می‌یابد (Diffraction) و رنگ‌ها به صورت لکه‌های نرم و نامنظم روی ابر پخش می‌شوند.

۳. صاعقه‌های آتشفشانی (Volcanic lightning Thunderstorm)

وقتی که یک آتشفشان فوران می‌کند، ستون عظیمی از خاکستر و گاز داغ را در هوا پراکنده می‌کند. به دلیل تجمع بالای گازها، در این شرایط می‌تواند یک رعد و برق ایجاد شود. اصطکاک ذرات خاکستر و گاز، بار الکتریکی تولید می‌کند و صاعقه‌هایی درون ستون فوران ایجاد می‌شود که ممکن است به زمین، یا محیط اطراف نیز گسترش یابد. این پدیده در فوران‌های بزرگ مانند فوران‌های آتشفشان پیناتوبو (۱۹۹۱) و آتشفشان ایافجافل در ایسلند (۲۰۱۰) مشاهده شده است.

Taal Lightning Strike During Eruption
تصویر شکار شده از رعد و برق آتشفشانی در زمان فوران آتشفشان تال (Taal)

۴. ابرهای سپری (Lenticular Clouds)

ابرهای سپری یا عدسی‌وار، در اثر عبور جریان هوای مرطوب از فراز کوه‌ها و اغلب اطراف قله‌ی کوه‌ها تشکیل می‌شوند. که در تمام منظومه یکتاست. این ابرها دقیقاً به علت تفاوت جریان هوا در بالا و نزدیک قله‌ی کوه‌ها تشکیل می‌شوند.

Lenticular Clouds of damavand
یک ابر سپری اطراف قله‌ی کوه دماوند – البته ابرهای سپری همیشه اطراف کوه‌ها تشکیل نمی‌شوند و گاهی به صورت منفرد هم دیده شده‌اند.

۵. باران حیوانات

باران حیوانات (اغلب ماهی) پدیده‌ای نادر است که در آن حیوانات کوچک از آسمان می‌بارند. این پدیده در اثر توفان‌های شدید و گردآب‌ها رخ می‌دهد که آب و موجودات آن را به داخل می‌کشند و در جای دیگری به زمین می‌ریزند. البته این پدیده بیشتر یک افسانه است تا یک پدیده‌ی علمی رایج، اما گاهی اتفاق می‌افتد.

۶. رنگین‌کمان

همان‌طور که می‌دانید، رنگین‌کمان قوس رنگی شامل هفت رنگ است که از شکست و بازتاب نور خورشید در قطرات باران ایجاد می‌شود. گاهی رنگین‌کمان‌ها به صورت دو باره یا سه باره دیده می‌شوند که ناشی از شکستِ ناشی از شکست نور است.(جمله درست است، یعنی بازتاب نور ناشی از شکست، خودش ممکن است در صورت شفافیت هوا، دوباره قطرات را بشکند!)

rainbow
تصویری از دو رنگین‌کمان، یا همان رنگین‌کمان دوباره

7. هاله

هاله همان حلقه‌های نوری دور خورشید یا ماه است که در اثر عبور نور از بلورهای یخ در ابرهای مرتفع تشکیل می‌شود و نکته‌ی خاصی ندارد. البته اگر بخواهیم خیلی دقیق باشیم که من پیشنهاد می‌کنم باشیم،، می‌توانیم به زاویه‌ی شکست 22 درجه‌ای اشاره کنیم.

به صورت دقیق، هاله‌های ۲۲ درجه‌ای پیرامون خورشید و ماه، پدیده‌های نوری حاصل از شکست نور در بلورهای یخ شش‌ضلعی معلق در ابرهای خاصی هستند که در نقش منشورهایی با زاویه‌ی رأس ۶۰ درجه عمل می‌کنند. به عبارت دیگر، هاله‌ها، حلقه‌های نوری دور خورشید یا ماه هستند که در اثر عبور نور از بلورهای یخ در ابرهای مرتفع تشکیل می‌شوند.

مقدار عددی ۲۲ درجه، نتیجه‌ی انطباق ضریب شکست یخ (حدود ۱٫۳۱) با قانون اسنل است که به آن شرایط زاویه‌ی حداقلی انحراف است که وارد محاسبات آن نمی‌شویم، اما بدانید که در بازه‌ی ۲۱٫۵۴ تا ۲۲٫۳۷ درجه بسته به طول‌موج نور، نوسان می‌کند.

رنگی یا سفید بودن هاله نیز تابع دو عامل اصلی است؛ در شرایطی که پرتوهای نوری دقیقاً در زاویه‌ی حداقلی انحراف به چشم ناظر برسند، پراکندگی نور موجب جدایش رنگ‌ها و پیدایش حلقه‌‌ای نوری با لبه‌ی داخلی قرمز و لبه‌ی خارجی آبی یا گاهی سبز می‌شود. در مقابل، اگر پرتوهای شکسته‌شده از بلورهایی با جهت‌گیری‌های گوناگون و در زوایای بزرگ‌تر از ۲۲ درجه جمع شوند، هم‌پوشانی مجدد طول‌موج‌های جداشده یا بازتاب‌های غیرشکستی (که مربوط به عوامل خرد دیگر است و اینجا هم بگذارید وارد نشویم)، هاله‌ای سفید و فاقد تفکیک رنگی پدید می‌آورد.

بنابراین، هر گونه تغییر در رنگ‌پذیری یا یکنواختی هاله، مستقیماً به آرایش فضایی بلورهای یخ و نحوه‌ی توزیع زاویه‌ای پرتوهای عبوری وابسته است و نه به تغییر در منبع نور.

اگر توضیحات خیلی سنگین شده‌اند، تصویر زیر را ببینید:

halo creation
توضیحات و چگونگی تشکیل هاله

8. امواج گرانشی اتمسفری (Atmospheric Gravity Waves)

این امواج، شبیه به موج‌های سطح آب هستند که در اثر تلاطم و اختلاف فشار هوا در لایه‌های مختلف اتمسفر ایجاد می‌شوند و می‌توانند منجر به تشکیل ابرهای موج‌دار و تنظیم الگوی آب‌وهوا در فواصل دور شوند. البته ارتباط معناداری به گرانش ندارند!

آب‌وهوای فضایی و تأثیر آن بر زمین

زمین فقط تحت تأثیر آب‌وهوای معمولی نیست؛ بلکه عوامل فضایی نیز بر اتمسفر و فناوری‌های ما تأثیر می‌گذارند. مثلاً بادهای خورشیدی که به طور مداوم با میدان مغناطیسی زمین برهم‌کنش می‌کنند، عامل ایجاد شفق قطبی هستند. اگر این بادها، یا انفجارهای خورشیدی شدید باشند، ممکن است بخشی از اتمسفر را درگیر کرده و ارتباطات مخابراتی و شبکه‌های برق را نیز مختل کنند. همچنین برخی ذرات پرانرژی ممکن است به جو نفوذ کرده و تا لایه‌ی ازن را تحت تأثیر قرار دهند. علاوه بر این، عوامل بیرونی‌تر نظیر انفجارهای ستارگان دوردست نیز گاهی بر اتمسفر زمین تأثیر می‌گذارند. مثلاً انفجارهای امواج گاما (GRB) از ستارگان نوترونی یا ولف – رایه‌ها، جو زمین را مختل می‌کنند اما نه همیشه!

مدارات نزدیک زمین و بشر ساخت‌ها

فضای اطراف زمین خالی نیست. هزاران شیء ساخته‌ی دست بشر در مدارهای مختلف به دور زمین می‌چرخند و زندگی روزمره‌ی ما را متحول کرده‌اند. از ارتباطات تلفنی و اینترنت گرفته تا پیش‌بینی آب‌وهوا، ناوبری GPS و تجسس اطلاعاتی و نظامی، همگی ناشی از این اقمار مصنوعی هستند.

مدارات نزدیک زمین بر اساس ارتفاع به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند که بررسی می‌کنیم.

مدار پایین زمین (LEO – Low Earth Orbit)

این منطقه با ارتفاع حدود 160 تا 2,000 کیلومتر از سطح زمین و دوره‌ی مداری تقریباً 90 دقیقه، شلوغ‌ترین بخش فضای اطراف زمین است. بیشتر ماهواره‌های سنجش از دور، ماهواره‌های جاسوسی، و ایستگاه فضایی بین‌المللی در این مدار قرار دارند.

از نمونه‌ ماهواره‌های مهم در این مدار، می‌توان به ایستگاه فضایی بین‌المللی در ارتفاع حدود 400 کیلومتری، ماهواره‌های تصویربرداری لَندسَت، استارلینک‌ها و نمونه‌های مخصوص سرویس اینترنت و نیز تلسکوپ هابل اشاره کرد. همچنین تقریباً تمام ماهوارههای ایرانی نظیر فجر، خیام، امید، پارس 1، ظفر و… نیز در این مدار هستند.

از مزایای مدار LEO می‌توان به دسترسی آسان و هزینه‌ی کم پرتاب، تأخیر کم در دریافت و ارسال سیگنال و امکان رصد دقیق سطح زمین اشاره کرد. از طرفی اصطکاک ماهواره با بقایای جوّی در ارتفاعات بالا، سبب کاهش تدریجی ارتفاع و سقوط سازه می‌شود و لذا نیازمند اصلاح مدار مداوم است. همچنین هر ماهواره پوشش محدودی دارد و فقط بخش کوچکی از زمین را می‌بیند.

مدار متوسط زمین (MEO – Medium Earth Orbit)

از ارتفاع 2,000 تا 35,786 کیلومتری از سطح، متعلق به مدار میانی ماهواره‌ها است. ماهواره‌های این مدار، دوره‌ی مداری حداکثر 24 ساعته دارند. این منطقه کمتر شلوغ است و کاربردهای خاصی دارد.

ماهوارهای MEO اغلب مربوط به سیستم‌های مکان‌یابی و ناوبی نظیر GPS در اتفاع 20,180 کیلومتری، ماهواره‌های مخابراتی گسترده‌تر و برخی موارد مربوط به هواشناسی هستند. MEO به دلیل پوشش گسترده و تأخیر نسبتاً کم، مورد علاقه‌ی سازمان‌های فضایی است اما هزینه‌ی پرتاب ماهواره در این مدار معمولاً بالا است.

مدار زمین‌ایستا (GEO – Geostationary Earth Orbit)

مدار زمین‌ایستا با ارتفاع دقیقاً 35,786 کیلومتر و دوره‌ی مداری دقیقاً 24 ساعت، طلایی‌ترین و محدودترین مدار اطراف زمین است. ماهواره‌ای که در این مدار قرار می‌گیرد، کاملاً با زمین هماهنگ است و هم‌زمان با چرخش زمین حرکت می‌کند و بنابراین همیشه بالای یک نقطه‌ی ثابت از زمین باقی می‌ماند.

مدار زمین‌ایستا میزبان ماهواره‌های مخابراتی، تلویزیونی، هواشناسی و رصد اطلاعاتی و نظامی است. در این مدار، هر ماهواره تقریباً یک سوم سطح زمین را پوشش می‌دهد و همواره با مرکز زمینی خود در ارتباط است، چون نسبت به زمین، موقعیت آن هیچ تغییری ندارد. اما ارتفاع زیاد، موجب تأخیر در دریافت و ارسال سیگنال می‌شود و هزینه‌های پرتاب نیز بسیار بالا است. ضمناً، مکانهای موجود برای قرار دادن ماهواره در این مدار نیز بسیار محدود است. همچنین در برنامه‌ی فضایی ایران، ماهواره‌ی ناهید 2 به عنوان اولین گام برای دستیابی به مدار GEO در نظر گرفته شده است

nahid 2 satellite
ماکتی از ماهواره‌ی ناهید 2

مدارات دیگر

علاوه بر مدارهای اصلی ذکر شده، مدارهای دیگری هم هستند که کاربردهای جالبی دارند.

مدار قطبی (Polar Orbit)

 ماهواره‌ای که از روی قطب‌های زمین عبور می‌کند، در مدار قطبی قرار می‌گیرد. این مدار امکان مشاهده‌ی تمام نقاط زمین را در طول روز فراهم می‌کند و اغلب برای ماهواره‌های سنجش از دور و جاسوسی استفاده می‌شود.

مدار خورشیدآهنگ (Sun-Synchronous Orbit)

این مدار، نوعی مدار قطبی است که ماهواره همیشه در یک ساعت مشخص از روز، از روی یک نقطه عبور می‌کند. این ویژگی برای مقایسه‌ی تصاویر در طول زمان بسیار مفید است.

نقاط لاگرانژی (Lagrange Points)

نقاط لاگرانژی، نقاطی در فضا هستند که در آنها، نیروی گرانشی زمین و خورشید یا زمین و ماه در تعادل هستند. این نقاط، پایداری خوبی از نظر گرانشی دارند و بدون بر‌هم‌کنش با زمین یا دیگر اجسام بزرگ، مأموریت خود را انجام می‌دهند. مثلاً تلسکوپ‌های سوهو و جیمز وب در دو نقطه‌ی لاگرانژی مختلف قرار دارند و از آنجا بدون تداخل با زمین، عکس‌برداری می‌کنند.
در مجموع برای هر دو جسم، 5 نقطه‌ی لاگرانژی وجود دارند که می‌توانند به این منظور استفاده شوند

Lagrange Points
موقعیت نقاط لاگرانژی – محل دقیق هر یک از نقاط، توسط نظریه‌ی KAM و جزایر پایدار تعیین می‌شود

تهدید زباله‌های فضایی

متأسفانه فضاهای نزدیک زمین مملو از زباله‌های فضایی است. قطعات موشک‌های منفجر‌شده، ماهواره‌های از کار افتاده، و حتی ابزارهایی که فضانوردان از دست داده‌اند. بیش از ۳۰,۰۰۰ قطعه‌ی بزرگتر از ۱۰ سانتی‌متر و میلیون‌ها قطعه‌ی کوچک‌تر در مدار زمین وجود دارند.

space debris
برخی از زباله‌های فضایی که مانند کاموا زمین را پوشانده‌اند. البته ماهواره‌ها نیز چنین تصویری خلق می‌کنند.

این زباله‌ها با سرعت بیش از ۲۸,۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند و برخورد با آنها حتی برای ایستگاه فضایی بین‌المللی بزرگ نیز خطرناک است. نهادهای فضایی به دنبال راه‌هایی برای پاک‌سازی این زباله‌ها هستند، اما هنوز راه‌حل عملی‌ای پیدا نشده است. اصولاً انسان‌ها عادت دارند دست به هرکاری که می‌زنند، به عواقب آن فکر نکنند و از جنگل گرفته تا فضا، هر مکانی را تخریب کنند…

کمربندهای وان آلن و میدان مغناطیسی

میدان مغناطیسی و کمربندهای وان آلن، در واقع سپرهای ضد انرژی زمین هستند. این سپرهای نامرئی، از سیاره‌ی ما در برابر بادهای خورشیدی و پرتوهای کیهانی محافظت می‌کنند و بدون آن، حیات روی زمین حداقل به شکلی که می‌شناسیم، وجود نداشت.

میدان مغناطیسی زمین چگونه شکل می‌گیرد؟

همان‌طور که در بخش هسته گفتیم، جریان‌های همرفتیِ آهن و نیکلِ مایع در هسته‌ی بیرونی، یک دیناموی غول‌پیکر ایجاد می‌کنند. این دینامو با چرخش زمین ترکیب می‌شود و میدان مغناطیسی عظیمی را به وجود می‌آورد.

میدان مغناطیسی زمین را می‌توان به یک آهنربای غول‌پیکر تشبیه کرد که قطب‌های آن نزدیک به قطب‌های جغرافیایی زمین قرار دارند. اما توجه کنید که قطب شمال مغناطیسی زمین در واقع در نزدیکی قطب جنوب جغرافیایی قرار دارد و برعکس!

ساختار میدان مغناطیسی (Magnetosphere)

مگنتوسفر زمین به شکل یک قطره‌ی اشک در فضا گسترده شده است که در سمت نزدیک به خورشید، حدود ۱۰ تا ۱۵ برابر شعاع زمین (۶۵,۰۰۰ کیلومتر) فشرده شده است. و در سمت دور از خورشید، باد خورشیدی آن را به طول بیش از ۲۰۰ برابر شعاع زمین (بیش از ۱,۲۰۰,۰۰۰ کیلومتر) کشیده است.

Tau Bootis b
شکل ظاهری میدان مغناطیسی

مگنتوسفر شامل مناطق مختلفی است که مهم‌ترین آنها کمربندهای وان آلن (Van allen) هستند.

کمربندهای وان آلن؛ تله‌های تشعشعی

در سال ۱۹۵۸، محقق آمریکایی، جیمز وان آلن با استفاده از داده‌های ماهواره‌ی اکسپلورر ۱، دو منطقه‌ی عظیم از ذرات باردار را در اطراف زمین کشف کرد که امروزه به کمربندهای وان آلن معروف هستند. کمربندهای وان آلن در واقع تله‌هایی هستند که میدان مغناطیسی زمین، ذرات پرانرژیِ باد خورشیدی و پرتوهای کیهانی را در آنجا به دام می‌اندازد.

اکسپلورر 1، نخستین ماهواره‌ی موفق آمریکا که هم ماهواره بود و هم موشک!

این کمربندها خود به دو ناحیه‌ی داخلی و بیرونی تقسیم می‌شوند. کمربند داخلی در ارتفاع حدود 1,000 تا 6,000 کیلومتری از سطح قرار دارد و عمدتاً دارای پروتون‌های پرانرژی است که از برهم‌کنش پرتوهای خورشیدی با جو بالایی زمین ناشی شده‌اند.

کمربند بیرونی از حدود 13,000 تا 60,000 کیلومتری قرار دارد و بیشتر شامل الکترون‌های پرانرژی است که توسط باد خورشیدی حمل شده و در میدان مغناطیسی به دام افتاده‌اند.

نقش میدان مغناطیسی در حفاظت از زمین

میدان مغناطیسی زمین دست‌کم نقش حیاتی در انحراف بادهای خورشیدی و پرتوهای کیهانی دارد.

باد خورشیدی، جریان مداوم ذرات باردار است که از خورشید با سرعت ۴۰۰ الی ۸۰۰ کیلومتر بر ثانیه به سمت زمین می‌آیند. میدان مغناطیسی، این ذرات را به سمت قطب‌ها منحرف می‌کند و از برخورد مستقیم آنها با جو جلوگیری می‌کند. بدون این سپر، جوّ زمین به تدریج توسط باد خورشیدی کنده می‌شد، دقیقاً مانند مریخ بیچاره.

همچنین پرتوهای کیهانی، ذرات پرانرژی‌ای هستند که از خارج منظومه‌ی شمسی و اغلب از بقایای ابرنواخترها، ستارگان نوترونی یا ولف – رایه و هسته‌های کهکشانی فعال به سمت زمین می‌آیند. میدان مغناطیسی، بخش قابل‌توجهی از این پرتوها که گاهی از نوع گاما هم هستند را منحرف می‌کند و از آسیب به سلول‌های زنده جلوگیری می‌کند.

وارونگی قطب‌های مغناطیسی

میدان مغناطیسی زمین ثابت نیست. در طول تاریخ زمین، قطب‌های مغناطیسی بارها جای خود را عوض کرده‌اند! یعنی قطب شمال مغناطیسی به قطب جنوب تبدیل شده و برعکس. این پدیده را وارونگی مغناطیسی (Geomagnetic Reversal) می‌نامند.

تخمین زده می‌شود که آخرین وارونگی کامل حدود ۷۸۰,۰۰۰ سال پیش رخ داده باشد. میانگین فاصله‌ی بین وارونگی‌ها حدود ۲۰۰,۰۰۰ تا ۳۰۰,۰۰۰ سال است، پس از نظر آماری، ما در پنجره‌ی زمانیِ وقوع یک وارونگی قرار داریم. اما وارونگی فرآیندی ناگهانی نیست و ممکن است تا چند هزار سال طول بکشد. در حال حاضر، قطب شمال مغناطیسی با سرعت حدود ۵۵ کیلومتر در سال به سمت سیبری در حال حرکت است. این سرعت در مقایسه با ۲۰ سال پیش، حدود ۴ برابر افزایش یافته است. اما نگران نباشید! شواهد زمین‌شناسی نشان می‌دهد که وارونگی‌ها هیچ‌گاه باعث انقراض‌های دسته‌جمعی نشده‌اند، اما ممکن است شبکه‌های برق و ماهواره‌ها را با اختلال موقت مواجه کنند. علت این پدیده هنوز به طور کامل مشخص نیست، اما احتمالاً به پدیده‌های آشوبناک هسته‌ی بیرونی بر می‌گردد.

نقاط ضعیف میدان مغناطیسی

میدان مغناطیسی زمین در همه‌ی نقاط به یک اندازه قوی نیست، به عنوان مثال، ناهنجاری اطلس جنوبی (South Atlantic Anomaly)، منطقه‌ای است بر فراز اقیانوس اطلس جنوبی و آمریکای جنوبی که میدان مغناطیسی در آن به شدت ضعیف‌تر از سایر نقاط است. این ناهنجاری به دلیل وجود یک توده‌ی عظیم از سنگ‌های متراکم در اعماق گوشته‌ی زیر آفریقای جنوبی ایجاد شده که میدان مغناطیسی را مختل می‌کند. ماهواره‌ها و فضاپیماها هنگام عبور از این منطقه، در معرض تشعشعات بیشتری قرار می‌گیرند و حتی گاهی باید سیستم‌های خود را خاموش کنند!

magnetosphere map
نقشه‌ی شدت میدان مغناطیسی زمین بر حسب نانو تسلا در سال 2020

تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که این ناهنجاری در حال تقسیم شدن به دو قسمت است که می‌تواند تأثیر بزرگی بر میدان مغناطیسی جهانی بگذارد.

مقایسه با مریخ؛ داستانِ ضایعه‌ی بزرگ…

مریخ روزگاری میدان مغناطیسی داشته است، اما حدود ۴ میلیارد سال پیش، با سرد شدن هسته‌ی آن، دیناموی مریخ از کار افتاد و میدان مغناطیسی‌اش به تدریج محو شد. بدون میدان مغناطیسی، باد خورشیدی مستقیماً به جوّ مریخ برخورد کرد و طی میلیون‌ها سال، بیشتر جوّ نازک و آبِ سطحیِ آن را به فضا برد. امروز، مریخ فقط نقاطی از مغناطیس باقیمانده در پوسته‌ی خود دارد که نشانه‌هایی از گذشته‌ی زمین‌مانند آن است.

Map of the magnetic field of Mars observed by the Mars Global Surveyor satellite at a
نقشه‌ی میدان مغناطیسی غیرجهانی مریخ مریخ

اما زمین همچنان سپر خود را حفظ کرده است. این تفاوت، شاید مهم‌ترین دلیلی است که زمین به خانه‌ای برای حیات تبدیل شد و مریخ به بیابانی خشک و سرد.

از سپر مغناطیسی و کمربندهای تشعشعی که بگذریم، به اولین همسایه‌ی طبیعیِ زمین می‌رسیم؛ یعنی ماه!

ماه؛ تنها قمر طبیعی زمین!

ماه با فاصله‌ی متوسط حدود ۳۸۴,۴۰۰ کیلومتری از زمین، نزدیک‌ترین جرم آسمانی به ماست. قطری برابر ۳,۴۷۴ کیلومتر دارد که حدود یک‌چهارم قطر زمین و جرم آن یک هشتاد و یکم جرم زمین است. جالب است بدانید که ماه به دلیل چرخش هم‌زمان با زمین، همیشه تقریباً یک روی خود را به ما نشان می‌دهد (58 درصد به طور دقیق) و روی پنهان آن تا سال ۱۹۵۹ میلادی برای بشر ناشناخته بود.

MOON
سطح نیمه‌ی روشن ماه

تأثیرات ماه بر زمین عمیق و حیاتی است. نیروی گرانشی ماه، عامل اصلی ایجاد جزر و مد در اقیانوس‌هاست. این پدیده نه تنها بر زندگی ساحلی تأثیر می‌گذارد، بلکه به عنوان یک ترمز گرانشی، چرخش زمین را به آهستگی کند می‌کند و طول روز را افزایش می‌دهد. اگر ماه نبود، زمین تنها 7 درصد جزر و مد امروزی را از مجموع عوامل دیگر دریافت می‌کرد!

ماه همچنین مانند یک چرخ‌لنگرِ گرانشی عمل می‌کند و محور ۲۳.۴۴ درجه‌ای زمین را تثبیت می‌کند. بدون ماه، محور زمین مثل مریخ به شدت زیاد و بین ۰ تا ۸۵ درجه نوسان می‌کرد و تغییرات اقلیمیِ فاجعه‌باری رخ می‌داد.

پس از خورشید نیز، درخشان‌ترین جرم آسمان شب ماه است و نقش مهمی در اکوسیستم‌های شبانه و حتی تقویم‌های اولیه‌ی بشر داشته است.

پیدایش ماه بر اساس نظریه‌ی پذیرفته‌شده، حاصل برخوردی عظیم حدود ۴.۵ میلیارد سال پیش بین زمین جوان و سیاره‌ای به اندازه‌ی مریخ به نام تیا است. این برخورد، مواد زیادی را به فضا پرتاب کرد که به تدریج به هم چسبیدند و ماه را شکل دادند. از بهترین شواهد این نظریه، شباهت ایزوتوپی سنگ‌های ماه با گوشته‌ی زمین است.

سطح ماه پوشیده از چاله‌های برخوردی، کوهستان‌ها و دشت‌های بازالتی به نام دریاها (Maria) است به آن‌ها دریا می‌گویند چون گالیله‌ی عزیز در اولین رصد خود از ما با تلسکوپ، فکر کرد این بخش‌ها که تیره‌تر هستند در واقع دریا‌های ماه هستند!

جو بسیار نازک ماه و نبود میدان مغناطیسیِ جهانی در آن، باعث شده تا دما در سطح آن از ۱۲۰+ درجه در روز تا ۱۸۰- درجه در شب متغیر باشد.

بشر از دوران باستان ماه را رصد کرده و در سال ۱۹۶۹ با مأموریت آپولو ۱۱، برای نخستین بار بر سطح آن گام نهاد (البته این بحث چالش برانگیزی است که اینجا قصد صحت‌سنجی نداریم). گفته می‌شود تاکنون ۱۲ فضانورد بر ماه قدم زده‌اند و نمونه‌هایی از سنگ‌های آن به زمین آورده شده است.

Apollo 11 Lunar Lander 5927 NASA
از تصاویر منتسب به آپولو 11 – فضانورد در تصویر، باز آلدرین است

امروزه، ماه دوباره به هدفی برای اکتشافات فضایی تبدیل شده و برنامه‌هایی مانند آرتمیس که تا این تاریخ دو مرحله از آن طی شده، به دنبال ایجاد پایگاهی پایدار بر روی آن به عنوان سکوی پرواز به سوی مریخ هستند.

Artemis III ESM3 Engine Nozzle Install Completion KSC 20260217 PH JBS01 0002
نازل فضاپیمای مأموریت آرتمیس3 در حال آماده سازی برای انجام تست در سال 2027

دینامیک مداری ماه

حرکت ماه به دور زمین، یکی از دقیق‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین حرکت‌های مداری در منظومه‌ی شمسی است.

ماه به گونه‌ای به دور خود می‌چرخد که دوره‌ی چرخش وضعی آن ۲۷.۳۲ روز، و دقیقاً برابر با دوره‌ی گردش آن به دور زمین است. به این پدیده، رزونانس ۱:۱ می‌گویند که همان چرخش هم‌زمان است و به همین دلیل، ماه همیشه تقریباً یک روی خود را به زمین نشان می‌دهد.

ماه دو زمان چرخش دارد که به ماه نجومی و هلالی معروف‌اند. ماه نجومی مدت زمان گردش واقعی ماه به دور زمین نسبت به ستارگان پس‌زمینه است که همان ۲۷.۳۲ روز می‌باشد. ماه هلالی نیز مدت زمان بین دو ماه نوی متوالی، یعنی از فاز صفر تا صفر است که در ۲۹.۵۳ روز اتفاق می‌افتد.
دلیل اختلاف این دو زمان، حرکت هم‌زمان زمین به دور خورشید است! ماه برای رسیدن به همان فاز قبلی، باید بیش از ۳۶۰ درجه در مدار خود بپیماید که امکان ندارد مگر اینکه عقب بیافتد و زمان بیشتری دوره‌ی هلالی‌اش را طول دهد.

همچنین مدار ماه به دور زمین کاملاً دایره‌ای نیست و خروج از مرکز آن حدود ۰.۰۵۴۹ است که واقعاً ناچیز است.اما همین خروج از مرکز ناچیز، فاصله‌ی ماه از زمین را بین ۳۵۶,۴۱۰ کیلومتر در حضیض و ۴۰۶,۶۷۹ کیلومتر در اوج متغیر می‌کند. این تغییر فاصله، بر اندازه‌ی ظاهری ماه و شدت جزر و مد تأثیر می‌گذارد.

ضمناً، اگرچه ماه همیشه یک روی خود را به زمین نشان می‌دهد، اما به دلیل سه نوع رخگرد، ما در مجموع حدود 58٪ از سطح ماه را می‌بینیم. سه رخگرد به نام‌های طولی، عرضی و روزانه معروف‌اند. رخگرد طولی به دلیل بیضی بودن مدار ماه و تغییر سرعت مداری آن اتفاق می‌افتد. رخگرد روزانه به دلیل چرخش زمین و تغییر زاویه‌ی دید ناظر رخ می‌دهد و رخگرد عرضی به دلیل انحراف محور چرخش ماه نسبت به مدارش صورت می‌گیرد.

Lunar libration with phase2
رخگرد تجمیعی ماه

علاوه‌بر این، صفحه‌ی مداری ماه نسبت به صفحه‌ی مداری زمین (دایرةالبروج) حدود ۵.۱۴ درجه انحراف دارد. همین انحرافِ به ظاهر کوچک است که باعث می‌شود در هر ماه نو و بدر، گرفت (خسوف و کسوف) رخ ندهد. و در عوض تقریباً هر شش ماه شاهد این پدیده باشیم.

در این مقاله نمی‌توانیم به تمام جوانب ماه بپردازیم، اما شما می‌توانید مقاله‌ی جامع ماه را مطالعه کنید. همچنین زمین غیر از ماه همسایگانی دارد که همان سیارک‌های نزدیک مدار آن هستند و به نام NEOها شناخته می‌شوند و می‌توانید اینجا در مورد آنها بخوانید.

حرکات زمین و دینامیک مداری

قطعاً می‌دانید که زمین در فضا فقط یک نقطه‌ی ساکن نیست. این سیاره‌ی آبی، مانند دیگر سیارات، همزمان چندین حرکت مختلف را تجربه می‌کند که هرکدام تأثیرات عمیقی بر زندگی، اقلیم و جایگاه آن در منظومه دارند. در این بخش، به مهم‌ترین این حرکت‌ها می‌پردازیم.

۱. حرکت وضعی (Rotation)

زمین به طور دقیق، هر ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۴ ثانیه یا یک روز نجومی، یک بار به دور محور خود می‌چرخد. این حرکت که از غرب به شرق است، باعث پدیده‌های طلوع و غروب، شب و روز، جریان‌های هوایی و اقیانوسی (اثر کوریولیس) و پَخ شدن جزئی در قطبین می‌شود.

Blue Marble rotating
حرکت وضعی

محور چرخش زمین حدود ۲۳.۴۴ درجه نسبت به خط عمود بر چرخش انحراف دارد. این انحراف، عامل اصلی ایجاد فصل‌ها است.

۲. حرکت انتقالی (Revolution)

زمین هر ۳۶۵.۲۵ روز یا یک سال نجومی، یک بار به دور خورشید می‌چرخد. مدار زمین تقریباً دایره‌ای است اما خروج از مرکز حدود ۰.۰۱۷ دارد، یعنی در طول سال، فاصله‌ی زمین تا خورشید بین حدود ۱۴۷ میلیون کیلومتر در حضیض، در اعتدال بهاری و ۱۵۲ میلیون کیلومتر در اوج، در اعتدال پاییزی متغیر است.

Earth tilt animation
حرکت انتقالی

همان‌طور که می‌دانید، اصلی‌ترین عامل ایجاد فصل‌ها، زاویه‌ی تابش نور خورشید ناشی از انحراف محور زمین است، نه فاصله‌ی آن از خورشید.

۳. حرکت تقدیمی محوری (Precession) – چرخش تدریجی محور

درست مثل یک فرفره‌ی چرخان، محور چرخش زمین نیز یک دوره‌ی ۲۵,۷۷۲ ساله را طی می‌کند و دایره‌ای به شعاع ۲۳.۴۴ درجه را در آسمان ترسیم می‌کند. این پدیده که تقدیم محوری نام دارد، باعث می‌شود که قطب شمال آسمان که امروزه ستاره‌ی قطبی را نشان می‌دهد، در طول زمان تغییر کند. مثلاً حدود ۱۲,۰۰۰ سال پیش، ستاره‌ی نسر واقع در صورت فلکی شلیاق، ستاره‌ی قطبی بوده است. همچنین سبب می‌شود که نقطه‌ی اعتدال بهاری هر سال حدود ۵۰ ثانیه‌ی قوسی جابه‌جا شود و تقویم‌ها را با مشکل مواجه کند. (هر ثانیه‌ی قوسی یک سه هزار و ششصدم درجه است)

Precession animation small new
حرکت تقدیمی محور زمین

علت اصلی تقدیم، نیروی گرانشی خورشید و ماه بر روی استوای برآمده‌تر زمین است که ناشی از همان پَخ شدگی است.

۴. نوسان محور (Nutation)

محور زمین فقط چرخش ندارد، بلکه روی این حرکتِ دایره‌ای، نوسان‌های کوچکی نیز دارد. این نوسان که عمدتاً به دلیل تأثیر ماه با دوره‌ی ۱۸.۶ سال ایجاد می‌شود، باعث جابه‌جایی حدود ۹ ثانیه‌ی قوسی در محور زمین می‌شود. این پدیده در محاسبات نجومی دقیق، بسیار مهم است.

۵. نوسانات اقلیمی در مقیاس بلندمدت (Milankovitch Cycles)

سه پارامتر خروج از مرکز، انحراف محور و تقدیم محور، علاوه بر تأثیر بر حرکت‌های کوتاه‌مدت، در مقیاس‌های چندهزار ساله نیز به سبب تغییراتی که می‌کنند، موج تغییر در اقلیم سیاره می‌شوند که چرخه‌های میلانکوویچ نام دارند. این سه چرخه با هم، علت اصلی عصرهای یخبندان و دوره‌های خشکسالی در تاریخ زمین هستند.

5. حرکت کل منظومه‌ی شمسی در کهکشان

زمین علاوه بر حرکت‌های محلی، با کل منظومه‌ی شمسی نیز در حال حرکت به دور کهکشان با سرعت 220 کیلومتر بر ثانیه است و هر 225 تا 250 میلیون سال، یک دور کامل دور کهکشان می‌زند. همچنین کل کهکشان نیز در حال حرکت در فضای کیهانی است و همچنین کیهان نیز در حال گسترش و تغییر است.

به اینجا که رسیدیم، عملاً بخش‌های آموزشی مقاله به پایان می‌رسند، مگر آینده‌ی زمین که بررسی خواهیم کرد، اما قولی که در ابتدای مقاله دادیم را فراموش نکرده‌ایم، یعنی وجه تمایز دوحرفی و اصلی زمین و دیگر سیارات؛ آب.

داستان آبی آب

زمین را از فضا نگاه کنید. اولین چیزی که چشمتان را می‌گیرد، آبی بودن آن است؛ البته رنگ آبی اصلاً رنگ خاصی نیست، فقط در منظومه‌ی خودمان دو سیاره آبی رنگ‌اند، در میان سیارات فراخورشیدی نیز سیارات آبی نادر نیستند. اما چیزی که آبی زمین را خاص می‌کند، آبی بودن به منظور صفت نسبی، منسوب به آب است.

Uranus and Neptune
رنگ آبی اورانوس (چپ) و نپتون (راست)

آب مایع، ستون فقراتِ حیات روی زمین است. هیچ سیاره‌ی دیگری در منظومه‌ی شمسی، آب مایعِ پایدار در سطح خود ندارد. مریخ روزگاری داشت، اما امروز فقط یخ‌های قطبی و شواهدی از رودخانه‌های خشک‌شده از آن باقی مانده. زهره آنقدر داغ است که آبِ آن بخار شده و به فضا رفته. اما زمین، درست در نقطه‌ای از کمربند حیات قرار گرفته که آب می‌تواند به هر سه حالت جامد، مایع و گاز روی سطحش وجود داشته باشد.

WATER
آب

آب در کجای زمین قرار دارد؟

97.5 درصد آب زمین در اقیانوس‌های سطحی و رودخانه‌ها و دریاچه‌ها جاری است، یخچال‌ها و کلاهک‌های قطبی میزبان 1.7 درصد از آب هستند و مابقی را آب‌های زیرزمینی و اتمسفر و بدن موجودات زنده میزبانی می‌کنند.

چرخه‌ی آب

آب زمین هیچ‌گاه از بین نمی‌رود؛ فقط تغییر شکل می‌دهد. این چرخه‌ی بی‌پایان، یکی از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های طبیعی است که باعث پایداری حیات در زمین می‌شود. در این چرخه، خورشید آب اقیانوس‌ها، دریاچه‌ها و گیاهان را گرم می‌کند و بخار آب را به جو می‌فرستد. سپس بخار آب در ارتفاعات سرد می‌شود و به قطرات ریز آب (ابرها) تبدیل می‌شود. وقتی قطرات به اندازه‌ی کافی سنگین شوند، به صورت باران، برف یا تگرگ به زمین بازمی‌گردند. بعد، بخشی از آب روی سطح جاری می‌شود و به اقیانوس‌ها بازمی‌گردد و بخشی به خاک نفوذ می‌کند و آب‌های زیرزمینی را تغذیه می‌کند.

water cycle
چرخه‌ی آب

این چرخه، آب شیرین را به تمام نقاط زمین می‌رساند و اقلیم سیاره را تنظیم می‌کند.

چرا زمین آب دارد و دیگر سیارات نه؟

خلاصه پاسخ:

زمین به سه دلیل اصلی آب مایع دارد: ۱) فاصلهٔ مناسب از خورشید (در کمربند حیات، نه خیلی داغ که آب بخار شود و نه خیلی سرد که یخ بزند)، ۲) اتمسفر با فشار ۱ اتمسفر که آب را روی سطح مایع نگه می‌دارد (برخلاف مریخ با فشار بسیار کم یا زهره با فشار ۹۲ اتمسفر و گرمای کشنده)، و ۳) میدان مغناطیسی که جو را از باد خورشیدی محافظت کرده و از فرار آب به فضا جلوگیری می‌کند. همچنین آب اولیهٔ زمین احتمالاً توسط دنباله‌دارها و سیارک‌های یخی آورده شده و فعالیت‌های آتشفشانی نیز بخار آب را به جو تزریق کرده‌اند.

سه عامل اصلی باعث شده‌اند که زمین به سیاره‌ای آبی تبدیل شود. مهم‌ترین عامل، فاصله‌ی مناسب از خورشید است. زمین در ناحیه‌ای از منظومه قرار دارد که نه آن‌قدر نزدیک است که آب بخار شود (مثل عطارد و زهره) و نه آن‌قدر دور که آب یخ بزند (مثل مریخ و فراتر از آن). به این ناحیه، کمربند حیات (Habitable Zone) می‌گویند.

habitable zone of splar system now
منطقه‌ی قابل سکونت منظومه‌ی شمسی برای زمین

عامل دیگر، اتمسفر مناسب است. فشار ۱ اتمسفری زمین، آب را در حالت مایع روی سطح نگه می‌دارد. مریخ با ۰.۰۰۶ اتمسفر، نمی‌تواند آب مایع را روی سطح نگه دارد و زهره با ۹۲ اتمسفر، جو آنقدر گرم و سنگین است که آب به صورت ابرهای مرتفع در می‌آید.

علاوه بر این، میدان مغناطیسی زمین از جو در برابر باد خورشیدی محافظت می‌کند و از فرار آب به فضا جلوگیری می‌کند. همچنین فعالیت‌های آتشفشانی، میلیاردها سال، بخار آب را به جو تزریق کرده‌اند.

بر اساس اغلب مدل‌ها، بسیاری از آب‌ اولیه‌ی زمین، احتمالاً توسط دنباله‌دارها و سیارک‌های یخی در اوایل شکل‌گیری سیاره، به زمین آورده شده‌اند.

آب و حیات؛ نقطه‌ی آغاز

همه‌ی حیات روی زمین، به آب وابسته است. حتی اولین موجودات زنده، حدود ۳.۵ میلیارد سال پیش، در آب‌های اولیه‌ی زمین شکل گرفتند. آب به عنوان یک حلال جهانی، امکان انجام واکنش‌های شیمیاییِ حیاتی را فراهم می‌کند و همچنین به عنوان یک عایق حرارتی، دمای بدن موجودات زنده را تنظیم می‌کند.

زیست‌اخترشناسان، برای جستجوی حیات در سیارات دیگر، همیشه به دنبال آب مایع هستند. جالب است بدانید که شعار جستجوی حیات زمین‌مانند در منظومه‌ی شمسی، «به دنبال آب باش» (Follow the Water) است.

آب به عنوان یک کالای استراتژیک

آب شیرین، تنها ۲.۵٪ از کل آب زمین را تشکیل می‌دهد. از این مقدار، بیش از دو سوم در یخچال‌ها و کلاهک‌های قطبی محبوس اند و فقط کمتر از ۱٪ از کل آب زمین، برای مصرف انسان در دسترس است.

با افزایش جمعیت، گرمایش جهانی و آلودگی منابع آب، بحران آب به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های قرن بیست‌ویکم میلادی تبدیل شده است. به عبارت دیگر، آبی که زمین را به خانه‌ای برای ما تبدیل کرده، امروز در حال تبدیل به کمیاب‌ترین و ارزشمندترین منبع سیاره تبدیل شده است.

حیات در یک سیاره‌ی زنده

زمین، تنها مکان در جهان شناخته‌شده‌ی ماست که حیات در آن جریان دارد. این جمله‌ی ساده، شاید بزرگ‌ترین راز علمِ بشر باشد. ما از میلیون‌ها کهکشان، میلیون‌ها ستاره و هزاران سیاره‌ خبر داریم، اما تا امروز، فقط یک نقطه‌ی آبی را پیدا کرده‌ایم که در آن، زندگی جریان دارد.

«حیات» در زمین، یک پدیده‌ی تصادفی نیست؛ نتیجه‌ی میلیاردها سال تکاملِ هماهنگِ اتمسفر، آب، میدان مغناطیسی، صفحات تکتونیکی و دینامیک مداری است. زمین، یک سیستمِ خودتنظیم‌گر است که شرایط را برای بقای خود و ساکنانش فراهم کرده است. و این نمی‌تواند تصادفی باشد.

اثرانگشت حیات

اگر یک اخترشناسِ فرازمینی به زمین نگاه کند، چگونه متوجه می‌شود که این سیاره زنده است؟ پاسخ در نشانه‌های بیولوژیک است (Biosignatures) است. جو زمین به دلیل فعالیت فتوسنتز گیاهان و جلبک‌ها، دارای ۲۱٪ اکسیژن آزاد است. اکسیژن یک گازِ واکنش‌پذیر است و اگر به طور مداوم توسط موجودات زنده تولید نشود، به سرعت با سایر عناصر ترکیب می‌شود و از جو ناپدید می‌گردد. از این رو حضور هم‌زمان دو گاز متان و اکسیژن در جو، یک نشانه‌ی قوی از حیات است؛ زیرا متان به سرعت با اکسیژن واکنش می‌دهد و اگر منبعی برای تولید مداوم آن وجود نداشته باشد، نمی‌توانند هم‌زمان در جو باقی بمانند.

گیاهان، نور قرمز و فروسرخ را به طور متفاوتی بازتاب می‌کنند و این ویژگی، یک اثر طیفی در نور بازتابیده از زمین ایجاد می‌کند که از فضا قابل تشخیص است. علاوه بر این، گازهای صنعتی مانند CFCها و NO2 که در اثر فعالیت‌های صنعتی تولید می‌شوند، اگر از فضا شناسایی شوند، نشانه‌ی حیات هوشمند هستند.

اخترشناسان با مطالعه‌ی این نشانه‌ها در جو زمین، الگویی ساخته‌اند که در جستجوی حیات در سیارات فراخورشیدی به کار می‌رود. تلسکوپ‌هایی مانند جیمز وب، در حال بررسی اتمسفر سیارات فراخورشیدی هستند تا به دنبال همین نشانه‌ها بگردند. شاید روزی، ردپای حیات را در سیاره‌ای دیگر پیدا کنیم. البته اگرچه در بسیاری از موارد، اغلب این نشانه‌ها نیز وجود دارند اما واقعاً نمی‌توان تضمین کرد که وجود این نشانه‌ها مساوی است با حیات!

اما آیا حیات حتماً باید زمین‌مانند باشد؟ آیا ممکن است حیات در سیاره‌ای با جو متان و اقیانوس‌هایی از هیدروکربن‌های مایع تایتانی شکل گرفته باشد؟ یا زیر یخ‌های اروپا و انسلادوس، در اقیانوس‌های زیرسطحی، موجوداتی شناور باشند که هرگز خورشید را ندیده‌اند؟

زیست‌اخترشناسی به ما می‌گوید که حیات ممکن است بسیار انعطاف‌پذیرتر یا شاید سخت‌تر از آنچه فکر می‌کنیم باشد. اما تا زمانی که شواهد قطعی پیدا کنیم، زمین، تنها الگوی ماست.

اهمیت زمین در مقیاس کیهانی

اگر حیات در زمین نادر است، پس زمین بسیار ارزشمند است. اگر حیات در کهکشان رایج است، پس زمین فقط یکی از میلیون‌ها خانه است. اما در هر دو حالت، زمین برای ما، تنها خانه‌ای است که داریم. پس برای ما فرقی نمی‌کند.

ما از اتم‌هایی ساخته شده‌ایم که از درون ستارگان برآمده‌اند. بدن ما، از کربن، اکسیژن، نیتروژن و آهنی تشکیل شده که زمانی درونِ غول‌های سرخ و ابرنواخترها جوشیده است. ما، فرزندانِ ستارگان هستیم که به آسمان خیره شده‌ایم و از خود پرسیده‌ایم: «از کجا آمده‌ایم؟»
و این، همان جایی است که علم به فلسفه می‌رسد و ما را به سمتِ بزرگ‌ترین پرسشِ بشری راهنمایی می‌کند؛ اصل انسان‌نگر…

اصل انسان‌نگر؛ چرا جهان، جهان است؟

ما از ستارگان پرسیدیم: «چرا این‌گونه‌اید؟»
و ستارگان پاسخ دادند: «چون تو هستی که می‌پرسی.»

چپ چپ نگاه نکنید واقعاً توضیحش همین دو جمله‌ی بی‌ربط است!
این بخش را اگر خوشتان نیامد می‌توانید عبور کنید چون کمی بیش از حد فلسفی می‌شود و شاید شما خیلی فلسفه دوست نداشته باشید.

اصل انسان‌نگر
اصل انسان‌نگر

۱. جهان، دقیقاً به مقدار لازم…

جهان ما، مجموعه‌ای از ثابت‌های فیزیکی است که ما تعریف کرده‌ایم و هرکدام، اگر تنها یک‌میلیونیم درصد متفاوت بودند، شاید هیچ ستاره‌ای، هیچ سیاره‌ای، و هیچ انسانی وجود نداشت.

اگر نیروی گرانش کمی قوی‌تر بود، جهان پس از مه‌بانگ فرو می‌ریخت.
اگر نیروی هسته‌ای ضعیف کمی ضعیف‌تر بود، ستارگان نمی‌توانستند کربن و اکسیژن بسازند.
اگر ثابت ساختار ظریف (Fine-structure constant) که قدرت الکترومغناطیس را تعیین می‌کند، فقط ۴٪ متفاوت بود، کربن، مبنای تمام حیاتِ زمینی، در ستارگان شکل نمی‌گرفت.
اگر نسبت جرم پروتون به نوترون اندکی تغییر می‌کرد، هیدروژن هرگز به هلیم تبدیل نمی‌شد و ستاره‌ای وجود نداشت.
اگر ثابت کیهان‌شناختی (انرژی تاریک) که انبساط جهان را شتاب می‌دهد، کمی بزرگ‌تر بود، جهان آنقدر سریع منبسط می‌شد که کهکشان‌ها هرگز شکل نمی‌گرفتند.

اما سوال این است که آیا ما قوانین کیهان را تنظیم می‌کنیم، یا کیهان قوانین ما را تعریف می‌کند؟ و اینجا همان جایی است که دو دیدگاه وجود دارد.

الف) برخورد کور (تصادف محض): این دیدگاه می‌گوید ما در یکی از بی‌نهایت جهانِ ممکن زندگی می‌کنیم و شانس آورده‌ایم که ثابت‌های فیزیکیِ آن، دقیقاً به گونه‌ای است که حیات بتواند وجود داشته باشد. به این ایده، اصل انسان‌نگرِ ضعیف می‌گویند.

ب) طراحی هدفمند (ضرورت): بر اساس این ایده، جهان به گونه‌ای طراحی شده است که ناظری داشته باشد. شاید ثابت‌های فیزیکی، نتیجه‌ی یک نظمِ عمیق‌تر باشند که ما هنوز درکش نکرده‌ایم و برای وجود ناظر طراحی شده‌اند. به این ایده، اصل انسان‌نگرِ قوی می‌گویند.

۲. زمین، تجسمِ اصل انسان‌نگر

حالا این اصل را روی زمین پیاده کنیم. یعنی فرض کنیم زمین فقط یک سیاره در جای درست نیست؛ مجموعه‌ای از تصادفات و خوش‌شانسی است یا مجموعه‌ای منظم از اتفاقات برنامه‌ریزی شده که هرکدام، سنگ‌بنای یک هماهنگیِ بزرگ‌تر بوده‌اند.

از نظر مکانی، زمین در حاشیه‌ی کهکشان راه شیری قرار دارد؛ جایی که عناصر سنگین وجود دارند، اما تشعشعاتِ مرگبارِ مرکز کهکشان به آن نمی‌رسد. خورشید نیز یک ستاره‌ی کم‌تغییر و پایدار با عمری طولانی است که فرصتِ کافی برای تکاملِ حیات را فراهم کرده است. ماه هم دقیقاً به اندازه‌ی کافی بزرگ است تا محور زمین را تثبیت کند، اما نه آنقدر بزرگ که جاذبه‌اش، زمین را با آشوبِ جزر و مدی مواجه کند. جو زمین نیز ترکیبی از نیتروژن و اکسیژن با فشارِ ۱ اتمسفر که آب را مایع و تنفس را ممکن کرده است. همچنین میدان مغناطیسی دقیقاً سپری است که بادهای خورشیدی را به قطب‌ها هدایت می‌کند و از فرار آب و اتمسفر جلوگیری می‌کند. حرکت‌های تکتونیکی هم چرخه‌ی کربن را تنظیم می‌کنند، کوه‌ها را می‌سازند، و دمای زمین را در طول میلیاردها سال متعادل نگه می‌دارند.

همه‌ی این‌ها، فقط بخشی از چیزهایی است که با هم جمع شده‌اند تا ما بتوانیم باشیم. و این، یا شانس محض است، یا بخشی از یک نظمِ بزرگ‌تر.

و کارل ساگان این‌گونه در نظر می‌گیرد: «وقتی به آسمان شب نگاه می‌کنی، در واقع داری به زمان نگاه می‌کنی؛ چون نور ستارگان، میلیون‌ها سال طول کشیده تا به چشم تو برسد.»

حالا به سوالی که در ابتدای مقاله پرسیدیم، بازمی‌گردیم،

برای کیهان چه فرقی می‌کند که ما باشیم یا نباشیم؟

پاسخ، در چهار کلمه خلاصه می‌شود، از نظر فیزیکی، هیچ.
کیهان بدون ما هم به کار خود ادامه می‌داد. ستاره‌ها می‌درخشیدند، کهکشان‌ها می‌چرخیدند، و سیاه‌چاله‌ها می‌بلعیدند. هیچ‌چیز در قوانین فیزیک، به ما نیاز نداشت. و این واضح است.

اما «شاید» از نظر فلسفی، همه‌چیز.

چون ما هستیم که به کیهان معنا می‌دهیم.
ما هستیم که به تصویر کاسینی از زمین در پشت حلقه‌های زحل نگاه می‌کنیم و اشک می‌ریزیم (حالا اشک که نه، ولی متحیر که می‌شویم!).
ما هستیم که اتم‌های ستاره‌زاد را در بدن خود حمل می‌کنیم و از خودمان می‌پرسیم: «روزها فکر من این است و همه شب سخنم، که چرا غافل از احوال دل خویشتنم، از کجا آمده‌ام؟، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم؟ آخر ننمایی وطنم! (مولوی)»

شاید باز هم به کارل ساگان رجوع کنیم:
«ما راهی هستیم برای کیهان که خودش را بشناسد.»

شاید ما، فرزندانِ ستارگان، چشمانی هستیم که کیهان برای دیدنِ خودش آفریده است.
شاید ما، آگاهیِ کیهان هستیم.

و این، شاید بزرگ‌ترین مسئولیت بشر است؛ آگاهی

اما یک نکته را هرگز فراموش نمی‌کنیم شاید ندانیم کیهان برای ما خلق شده یا نه، کیهان برای وجود داشتن ما را به وجود آورده یا نه، ولی قطعاً ما کیهان را نیافریدیم، ما نبودیم که اتم‌ها را کنار هم گذاشتیم و اولین مولکول‌ها را ساختیم، ما در بهترین حالت، ناظری هستیم که دوست داریم وجود داشتنمان بی‌معنی نباشد، همین.

۴. الماس کمیاب کیهان؟

در میانِ میلیاردها سیاره، زمین، به هر حال الماسی است که تمام ویژگی‌های نادر را یک‌جا جمع کرده است. اما ارزش این الماس، فقط به نادر بودنش نیست که شاید هم نادر نباشد؛ به این است که روی آن، آگاهی پدید آمده است. آگاهی‌ای که باید بداند هرچه بیشتر می‌داند، بهتر می‌فهمد که هیچ نمی‌داند، مگر زمانی که بتواند همه‌چیز را بداند.

اگر زمین الماس نادری نباشد، پس آیا ما تنها نیستیم؟ شاید. اما می‌دانیم که اگر تنها باشیم، مسئولیت ما سنگین‌ است.
و اگر تنها نباشیم، مسئولیتِ ما سنگین‌تر خواهد بود. مسئولیتی که فقط امیدواریم باشد…

خب، فلسفه تمام شد، شاید اکنون وقت آن باشد که با دید انسانی‌تری سراغ زمین برویم و کاوش‌های انسان بر زمین، به عنوان کاوش‌شده‌ترین سیاره‌ی منظومه بپردازیم.

کاوش‌های انسان در زمین

انسان از همان ابتدا، موجودی کنجکاو بوده است. از زمانی که بر روی زمین اولین قدم را نهاد، به رد پای خودش هم خیره شد و پرسید، این چیست؟ و همین سرآغازِ بزرگ‌ترین ماجراجوییِ تاریخِ بشر شد، کاوش.

نخستین گام‌ها؛ نقشه‌ها و مسیرها

انسان‌های اولیه، با تکیه بر ستارگان، بادها و جریان‌های آب، مسیرهای خود را می‌شناختند. نخستین نقشه‌ها، بر روی سنگ، چوب و استخوان حک می‌شدند و مسیرهای شکار، منابع آب و مکان‌های امن را نشان می‌دادند.

The Babylonian map of the world from Sippar Mesopotamia
از اولین نقشه‌های یافت شده که به خط میخی بین‌النهرینی و مربوط به تمدن بابل است

با شکل‌گیری تمدن‌های بزرگ، نقشه‌ها دقیق‌تر شدند. مصریان، یونانیان، چینی‌ها و ایرانیان، هرکدام سهمی در شناساییِ گوشه‌های ناشناخته‌ی زمین داشتند. یونانیان باستان، مانند اراتوستن، حتی توانستند محیط زمین را هم با دقتِ قابل‌توجهی محاسبه کنند.

اما نقطه‌ی عطف بزرگ، دوران کشف جغرافیایی و آغاز استعمار غربی بود که به کشف قاره‌ی آمریکا و نقاط ناشناخته‌ی اقیانوسیه انجامید

دوره‌ی اسلامی؛ پلی از گذشته به آینده

در حالی که اروپا در قرون وسطی، دوران افول علمی را سپری می‌کرد، جهان اسلام به مرکز دانش و تمدن تبدیل شد. از قرن هشتم تا چهاردهم میلادی، دانشمندان مسلمان و اغلب ایرانیان، آثار یونانیان، هندیان و مصریان را ترجمه، نقد و گسترش دادند و خود نیز دستاوردهای بزرگی در زمینه‌های مختلف به ثبت رساندند.

TabulaRogeriana edited
یکی از نقشه‌های مربوط به دوران طلایی اسلام تهیه شده توسط محمد ادریسی
نقشه غرب آسیا، شمال آفریقا و اروپا را نشان می‌دهد.

از دستاوردهای کلیدی دانشمندان مسلمان در شناختِ زمین می‌توان به گسترش جغرافیا و نقشه‌برداری اشاره کرد. محمد بن موسی خوارزمی کتاب صورت الارض را نوشت که شامل نقشه‌های دقیقی از جهان شناخته‌شده‌ی آن زمان بود. ابوریحان بیرونی با روشی مبتکرانه شعاع زمین را محاسبه کرد و به عددی بسیار نزدیک به محاسبات امروزی دست یافت. او همچنین نخستین کسی بود که برای کروی بودن زمین، دلایل علمی محکمی ارائه داد. اصطخری و ابن حوقل نقشه‌های جامعی از جهان اسلام تهیه کردند که تا قرن‌ها مورد استفاده بود. در مورد ریاضیات و ابزارهای رصدی نیز دانشمندان دوره‌ی اسلامی دستی بر آتش داشتند. ابوالوفای بوزجانی قوانین مثلثات را توسعه داد که برای اندازه‌گیری فواصل زمینی و محاسبات نجومی ضروری بود. ابن‌یونس مصری با رصدهای دقیق خود، جداول نجومی خوبی تهیه کرد که برای جهت‌یابی در دریا و خشکی‌ استفاده می‌شد. همچنین جداولی مانند زیج خوارزمی و زیج ایلخانی توسط دانشمندانی مانند خواجه‌نصیرالدین طوسی و غیاث‌الدین جمشید کاشانی به این منظور تهیه شد. مسلمانان در زمینه‌های سفرنامه‌نویسی و اکتشافات جغرافیایی نیز اقداماتی داشتند. ابن‌بطوطه  یکی از بزرگ‌ترین جهانگردان تاریخ بود که بیش از ۱۲۰,۰۰۰ کیلومتر را در سراسر جهان شناخته‌شده تا آن زمان سفر کرد و مشاهدات خود را در کتاب تحفهةالنظار به ثبت رساند. همچنین دریانوردانی مانند دریانوردان چینی مسلمان که نقشه‌های دریایی دقیقی از اقیانوس هند و سواحل آفریقا تهیه کردند را نیز نباید از یاد برد. ابن‌سینا و ابوریحان بیرونی هم به فرآیند تشکیل کوه‌ها و نقش فرسایش در تغییر سطح زمین و همچنین به کانی‌شناسی و سنگ‌شناسی پرداخته‌اند.

انقلاب علمی؛ زمین زیر ذره‌بین

از قرن هفدهم میلادی به بعد، با اختراع ابزارهای دقیق مانند تلسکوپ، میکروسکوپ، قطب‌نما و فشارسنج، انسان توانست زمین را به شکل علمی‌تری مطالعه کند. جغرافیا، زمین‌شناسی، اقیانوس‌شناسی، هواشناسی و زیست‌شناسی، هرکدام به عنوان رشته‌های علمی مستقل شکل گرفتند. از دستاوردهای کلیدی این دوره به می‌توان مشاهدات داروین در آفریقا که بعدها به نظریه تکامل منجر شد، تلاش‌های وگنر در زمین‌شناسی که به نظریه‌ی تکتونیک انجامید و همچنین اقدام برای نفوذ به عمق گودال ماریانا اشاره کرد. همچنین در این دوران، انسان موفق شد به قطب‌ها نیز راه یابد.

انقلاب ماهواره‌ها؛ نگاه از بالا

با ورود به عصر فضا، کاوش زمین وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد. در سال ۱۹۵۷، شوروی، نخستین ماهواره‌ی مصنوعی جهان، اسپوتنیک ۱ را به فضا پرتاب کرد. از آن زمان تا امروز، هزاران ماهواره به دور زمین می‌چرخند و سیاره‌ی ما را از بالا رصد می‌کنند که البته برای اخترشناسان خیلی هم خوشایند نیستند.

Sputnik asm
اسپوتنیک 1

ماهواره‌ها کاربردهای بسیاری دارند که عبارت‌اند از نقشه‌برداری دقیق از سطح زمین، پایش محیط‌زیست، هواشناسی، ناوبری و GPS و همچنین زمین‌شناسی

علاوه‌بر این‌ها، ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) که از سال ۲۰۰۰ به طور مداوم انسان در آن ساکن است، یک آزمایشگاهِ علمی شناور در مدار زمین است. فضانوردان در این ایستگاه، تحقیقات گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف انجام می‌دهند.

International Space Station in 2021
ایستگاه فضایی بین‌المللی به طور کلی

کاوش‌های زیرسطحی

انسان نه تنها به بالای زمین رفته، بلکه به داخل آن نیز نفوذ کرده است. حفاری‌های عمیق، مانند پروژه‌ی حفاری کولا در روسیه (با حفر چاهی با بیش از ۱۲ کیلومتر عمق)، اطلاعاتِ ارزشمندی درباره‌ی ساختارِ پوسته و گوشته به دست آورده است.

همچنین کاوش‌های اقیانوسی، با زیردریایی‌های سرنشین‌دار و بدون سرنشین، اعماق ناشناخته‌ی دریاها را تا حدی آشکار کرده‌اند. اما بیش از ۸۰٪ اقیانوس‌های زمین هنوز کاوش نشده‌اند و هر سال، گونه‌های جدیدی در آنجا کشف می‌شوند.

فناوری‌های نوین و آینده‌ی کاوش

امروزه، فناوری‌های جدیدی مانند هوش مصنوعی، پهپادها، رادارهای نافذ و مدارگردهای پیشرفته‌تر در عرصه‌ی کاوشگری و شناخت بیشتر جهان پیرامون انسان وارد شده‌اند و انتظار می‌رود در سال‌های آینده، شاهد تحولی در عرصه‌ی کاوش خانه‌ی خود باشیم.

آینده‌ی زمین؛ مرگ دراماتیک، یا نجات تلخ؟

زمین، در طول بیش از ۴.۵ میلیارد سال حیات خود، بارها دگرگون شده است و حتی چند بار تا پای نابودی هم رفته. اما آینده‌ی آن، چه در مقیاس انسانی و چه در مقیاس کیهانی، سرشار از تحولاتِ شگفت‌ و گاه هولناک است. در این بخش، به سه افق زمانی مختلف برای آینده‌ی زمین می‌پردازیم.

خلاصه پاسخ:

آینده‌ی زمین به سه بازه‌ی زمانی تقسیم می‌شود: ۱) در کوتاه‌مدت (تا پایان قرن)، گرمایش جهانی ناشی از فعالیت‌های انسانی، با افزایش دمای ۱.۵ تا ۴.۵ درجه، بالا آمدن سطح آب‌ها، خشکسالی و انقراض گونه‌ها، بزرگترین تهدید برای حیات کنونی است. ۲) در میان‌مدت (۱ تا ۳ میلیارد سال دیگر)، افزایش درخشندگی خورشید باعث تبخیر اقیانوس‌ها، گرمای بالای ۱۰۰ درجه و نابودی تمام حیات پرسلولی می‌شود؛ هرچند زمین خود باقی می‌ماند، اما حیات از بین میرود. ۳) در بلندمدت (۴.۵ میلیارد سال بعد)، برخورد کهکشان راه شیری با آندرومدا ساختار منظومه را دگرگون میکند، اما طبق مطالعات جدید (۲۰۲۶)، زمین ممکن است از بلعیده شدن توسط خورشیدِ در حال مرگ فرار کند و مدارش بزرگتر شود، ولی برای بازگشت حیات، نیاز به شرایط بسیار خاصی دارد که احتمال آن بسیار کم خواهد بود. خلاصه اینکه زمین احتمالاً نجات می‌یابد، اما حیاتِ امروزی در هر سناریویی محکوم به نابودی است؛ مگر آنکه انسان‌ها خودشان زودتر آن را نابود کنند.

۱. آینده‌ی نزدیک، گرمایش جهانی و بحران‌های زیست‌محیطی

نوع بشر امروز با بزرگ‌ترین چالش تاریخ خود روبه‌رو است، تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی. افزایش گازهای گلخانه‌ای، ذوب یخچال‌ها، بالا آمدن سطح آب دریاها، و … همگی نشانه‌هایی از آینده‌ای هستند که اگر مهار نشود، می‌تواند حیاتِ پرسلولی را در زمین با خطر وجودی جدی مواجه کند.

اگر روند فعلی ادامه‌دار باشد، پیش‌بینی‌های خوفناکی از آینده‌ای تاریک در انتظارمان است. افزایش دمای میانگین جهانی بین ۱.۵ تا ۴.۵ درجه تا پایان قرن، افزایش سطح آب دریاها تا ۱ متر یا بیشتر، افزایش شدت و فراوانی توفان‌ها، سیل‌ها و خشکسالی‌ها، انقراض دسته‌جمعی گونه‌های گیاهی و جانوری و بحران آب و غذا در بسیاری از مناطق جهان!

یعنی اگر خودمان موفق شویم خودمان و خانه‌ی خودمان را نابود نکنیم، فعلاً نیاز به بلایای آخرالزمانی نیست، ما در حال حاضر در رقابت تنگاتنگ با پراید و خورشید در مسابقه‌ی نابودی نوع بشر هستیم…

۲. آینده‌ی دور؛ خورشید پیر و زمین داغ

خورشید، منبع انرژی همیشه همراه زمین، روزی خواهد مرد. اما پیش از آن، به تدریج بزرگ‌تر و درخشان‌تر خواهد شد. این فرآیند، سرنوشتِ زمین را در مقیاس میلیاردها سال رقم خواهد زد. تا ۱ میلیارد سال آینده، درخشندگی خورشید احتمالاً حدود ۱۰٪ افزایش می‌یابد. این افزایش، باعث می‌شود که آب اقیانوس‌ها به تدریج تبخیر شود و اثر گلخانه‌ای غیرقابل‌کنترلی آغاز گردد و شاید فرآیند زهره‌سازی زمین باشیم. دمای سطح زمین به بیش از ۱۰۰ درجه می‌رسد و تمامِ آب مایع ناپدید می‌شود. تا ۲ میلیارد سال آینده، اقیانوس‌ها کاملاً خشک می‌شوند و زمین به یک بیابان سوزان تبدیل می‌گردد. تنها میکروب‌های مقاوم، ممکن است در اعماق پوسته یا غارها، برای مدتی زنده بمانند. بین ۳ تا ۴ میلیارد سال آینده، دمای سطح زمین به بیش از ۱,۰۰۰ درجه می‌رسد و سنگ‌ها شروع به ذوب شدن می‌کنند. زمین، به جهنمی سوزان تبدیل می‌شود، درست آن‌گونه که آغاز شده بود. و شرایط طوری خواهد بود که زمین هیچ شکلی از حیات را در خود جای نمی‌دهد. این نفرین منظومه‌ی ماست و راه فراری ندارد، مگر در فیلم‌ها

خود زمین به عنوان یک سیاره، ممکن است برای مدتِ طولانی‌تری باقی بماند، اما حیات روی آن، خیلی زودتر از سیاره از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر، زمین شاید نجات یابد، اما حیات نه.

۳. سرنوشت غایی؛ برخورد با آندرومدا

در مقیاس‌های فرازمانی، زمین با دو رویدادِ عظیمِ کیهانی روبه‌رو خواهد شد.

برخورد کهکشان راه شیری با آندرومدا
کهکشانِ آندرومدا، همسایه‌ی بزرگِ ما، با سرعت به سمتِ راه شیری در حال حرکت است. این دو کهکشان، در حدود ۴.۵ میلیارد سال دیگر، با هم برخورد خواهند کرد و در نهایت، احتمالاً یک کهکشان بیضوی بزرگ را تشکیل خواهند داد. اگرچه این برخورد، برای ستارگان منفرد به دلیل فاصله‌ی زیاد میان آنها) خطر جدی ندارد، اما ساختار منظومه‌ی شمسی ممکن است تحت تأثیر نیروهای گرانشی جدید قرار گیرد و اجزای منظومه از جمله زمین به نقاطِ دیگری از کهکشان پرتاب شوند. البته خورشید هم به عنوان یک ستاره در همین دوره‌ی زمانی خواهد مرد.

Milky Way and Andromeda collision simulation
شبیه‌سازی از برخورد آندرومدا و راه شیری

زمین نجات می‌یابد، اما حیات نه

مطالعات جدید (2026) نشان می‌دهند که خورشید در حال مرگ، از آنچه قبلاً تصور می‌شد شاید جرم کمتری داشته باشد، جرم کمتر یعنی گرانش کمتر، و وقتی نیروی گرانشی کمتری از طرف خورشید در حال مرگ به زمین وارد شود، مدار زمین به تدریج بزرگ‌تر خواهد شد و فاصله‌ی بیشتری از خورشید خواهد داشت. در مدل‌های قبلی، سقوط زمین در پلاسمای داغ خورشید مانند عطارد و زهره حتمی بود، اما اگر زمین نجات پیدا کند، تا چند میلیارد سال بعد به دور کوتوله‌ی سفید به جای مانده از مرگ خورشید می‌تواند دوباره پتانسیل میزبانی حیات را داشته باشد، ولی فقط در صورتی که انفجارهای عظیم خورشید در حال مرگ و فاصله‌ی تقریباً صفر زمین و خورشید ابرغول، باعث نابودی اتمسفر و میدان مغناطیسی آن نشود و پس از بقا نیز سردتر از آن نباشد که آب مایع نتواند دوباره تشکیل شود. به هر حال، آنچه مسلم است، این است که حیات امروزی ما، از آزمایش‌های کیهانی زمین، جان سالم به در نخواهد برد.

نتیجه

از دل آتشین زمین تا لبه‌های خلأ اتمسفر، از اقیانوس‌های آبی تا سیاهی بی‌کران فضا، ما به خانه‌ی خود از نزدیک‌ترین و دورترین فاصله‌ها نگاه کرده‌ایم.

و حالا یک بار دیگر، به تصویر اول مقاله بازمی‌گردیم، آن نقطه‌ی آبی کم‌نور در پس حلقه‌های زحل. همان تصویری که کاسینی، از فاصله‌ی ۱.۴ میلیارد کیلومتری گرفت. همان نقطه‌ای که تمام تاریخ، هنر، علم، عشق، جنگ، شعر، و تمام پرسش‌های بی‌پاسخ بشر را در خود جای داده است.

زمین، فقط یک سیاره نیست.
زمین، تنها خانه‌ای است که تا به حال داشته‌ایم.
زمین، جایی است که در آن، اتم‌های ستارگان مرده، به ستارگان زنده چشم می‌دوزند.

ما به عنوان تنها گونه‌ی هوشمند زمین، وظیفه داریم خودمان را بشناسیم، محیط اطراف خودمان و خانه‌ی خودمان را بشناسیم، ما باید بفهمیم که کیهان به ما نیازی ندارد. ستارگان بدون ما هم می‌درخشند. کهکشان‌ها بدون ما هم می‌چرخند. و سیاه‌چاله‌ها بدون ما هم می‌بلعند. اما ما، به کیهان نیاز داریم. نه فقط برای بقا، که برای معنا.ما اگر برای دیدن شکوه هستی آفریده شده‌ایم، باید مسئولیتش را بپذیریم، نباید بی‌تفاوت از کنار پدیده‌ها بگذریم، شاید ما اینجاییم، برای پرسیدن سوالاتی که هیچ‌کس دیگری نمی‌پرسد.

منابع:

نشنال جئوگرافیک – ساختار داخلی زمین
ناسا – میدان مغناطیسی زمین
ناسا – اتمسفر زمین
نشنال جئوگرافیک – زمین ساخت ورقه‌ای
دانشگاه کالیفرنیا – اصل انسان‌نگر

نجوم به زبان ساده – مایر دگانی
دانشنامه‌ی جامع اخترشناسی – علی بشردانش


سوالات متداول

چرا زمین را سیاره‌ی آبی می‌نامند؟

زمین به دلیل پوشش گسترده‌ی آب در سطح خود، از فضا به رنگ آبی دیده می‌شود. حدود ۷۱٪ از سطح زمین با آب پوشیده شده است که این ویژگی در میان سیارات منظومه‌ی شمسی منحصربه‌فرد است. آب مایع، جو مناسب و فاصله‌ی مناسب از خورشید، زمین را به تنها سیاره‌ی شناخته‌شده با آب مایعِ پایدار تبدیل کرده است.

داغ‌ترین و سردترین نقاط زمین کجاست؟

داغ‌ترین نقطه‌ی زمین: کویر لوت در ایران با دمای ثبت‌شده‌ی ۷۰.۷ درجه‌ی سانتی‌گراد (بر اساس داده‌های ماهواره‌ای) و همچنین دشت‌های سوزان آفریقا. سردترین نقطه‌ی زمین: فلات قطب جنوب با دمای ثبت‌شده‌ی ۸۹.۲- درجه‌ی سانتی‌گراد.

عمیق‌ترین نقطه‌ی زمین کجاست و چقدر عمق دارد؟

عمیق‌ترین نقطه‌ی زمین، گودال ماریانا در اقیانوس آرام است که عمق آن به حدود ۱۱,۰۳۴ متر می‌رسد. اگر کوه اورست (۸,۸۴۸ متر) را در آن رها کنید، قله‌اش بیش از ۲ کیلومتر زیر آب خواهد ماند!

آیا زمین همیشه به این شکل بوده است؟

خیر. زمین در طول ۴.۵ میلیارد سال، دستخوش تغییرات عظیمی شده است. قاره‌ها جابه‌جا شده‌اند (ابرقاره‌هایی مانند پانگه‌آ)، جوّ و اقلیم دستخوش تغییرات بسیاری شده (از دوران‌های یخبندان تا دوره‌های گرم)، و حتی گونه‌های زیستی بارها دچار انقراض‌های دسته‌جمعی شده‌اند. زمین همواره در حال تحول است.

آیا زمین روزی خواهد مرد؟

بله، اما نه در آینده‌ی نزدیک! در مقیاس کیهانی، زمین با افزایش درخشندگی خورشید، به تدریج گرم می‌شود. حدود ۱ میلیارد سال دیگر، اقیانوس‌ها تبخیر می‌شوند و حیاتِ پیچیده از بین می‌رود. حدود ۵ تا ۷ میلیارد سال دیگر، خورشید به یک غولِ سرخ تبدیل می‌شود و زمین یا بلعیده می‌شود یا به توده‌ای مذاب تبدیل می‌گردد.

چرا زمین آب دارد اما مریخ نه؟

سه عامل اصلی باعث شده‌اند که زمین آب مایع داشته باشد: ۱. فاصله‌ی مناسب از خورشید: زمین در کمربند حیات قرار دارد؛ نه آن‌قدر نزدیک که آب بخار شود و نه آن‌قدر دور که یخ بزند. ۲. جوّ مناسب: فشار ۱ اتمسفری، آب را در حالت مایع نگه می‌دارد. ۳. میدان مغناطیسی: از جو و آب در برابر باد خورشیدی محافظت می‌کند و از فرار آنها به فضا جلوگیری می‌کند. مریخ این عوامل را از دست داد و به بیابانی خشک تبدیل شد.

مهم‌ترین تفاوت زمین با سایر سیارات چیست؟

زمین تنها سیاره‌ای است که هر سه ویژگی حیاتی را با هم دارد: آب مایع پایدار، جوّ مناسب برای تنفس، و میدان مغناطیسی قوی. همچنین تنها سیاره‌ای است که صفحات تکتونیکی فعال دارد و تنها جایی در کیهان است که حیاتِ پیچیده و هوشمند در آن شناسایی شده است.

آیا ممکن است حیات در سیارات دیگر وجود داشته باشد؟

بر اساس داده‌های کنونی، هنوز شواهد قطعی برای حیات در سیارات دیگر پیدا نشده است. با این حال، اقیانوس‌های زیرسطحیِ قمرهایی مانند اروپا و انسلادوس، و همچنین جوّ تیتان، از جمله امیدوارکننده‌ترین مکان‌ها برای جستجوی حیات در منظومه‌ی شمسی هستند. تلسکوپ‌هایی مانند جیمز وب نیز در حال بررسی جوّ سیارات فراخورشیدی برای یافتن نشانه‌های حیات هستند.

اصل انسان‌نگر چیست و چه ربطی به زمین دارد؟

اصل انسان‌نگر می‌گوید که جهان، دقیقاً به گونه‌ای تنظیم شده است که ما (انسان‌ها) بتوانیم در آن وجود داشته باشیم. اگر ثابت‌های فیزیکی مانند نیروی گرانش یا قدرت الکترومغناطیس حتی یک‌میلیونیم درصد متفاوت بودند، هیچ ستاره، سیاره، یا انسانی وجود نداشت. زمین نیز مجموعه‌ای از این هماهنگی‌های ظریف است که حیات را ممکن کرده است.

این آموزش را دوست داشتید؟
لایک:
نظر شما:
بوکمارک:
اشتراک گذاری:
عضویت در خبرنامه

اولین نفری باشید که از مقالات جدید، آموزش‌های نجوم، پدیده‌های آسمانی، تخفیف دوره‌ها و محصولات تازه باخبر می‌شود. فقط کافی است ایمیل خود را ثبت کنید تا جدیدترین مطالب شکارچی آسمان مستقیماً برای شما ارسال شود.

شما می‌توانید به راحتی با استفاده از شبکه های اجتماعی خود، این آموزش ها و مقالات را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
اشتراک گذاری:

آخرین مقالات سایت

آخرین آموزش های شکارچی آسمان

خرید چه تلسکوپی برای چه مکانی و چه افرادی مناسب است؟ در این مقاله بخوانید.
می‌توانیم روزی جایی بهتر برای سکونت برگزینیم؟ یا زمین بهترین و تنها گزینه است؟
وقتی برای روشنی‌بخشان کیهان، نوری نمی‌ماند...
اختلاف منظر از مهم‌ترین روش‌های اندازه‌گیری فاصله ستارگان و اجرام کیهانی است. در این مقاله با...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *